مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧ - نتایج تعلق و وابستگی انسان
شود و این خود حقیقتی است [١] به هر حال یک اصل در این مکتب این است که انسان، مختار و آزاد و مسئول خودش آفریده شده است، و حرف درستی است.
میدانیم در میان مسلمین [در مسئله جبر و اختیار] دو گروه بودند: اشاعره جبری بودند و معتزله تفویضی. شیعه معتقد به «امرٌ بین الامرین» است؛ نه جبر اشعری را قبول دارد و نه تفویض و «به خود وانهادگی» معتزلی را. آنچه که اگزیستانسیالیست ها «وانهادگی» مینامند، همان تفویض معتزلی است. از نظر شیعه تفویض نیست ولی اختیار هست. ائمه فرمودهاند: لا جَبْرَ وَ لا تَفْویضَ بَلْ امْرٌ بَینَ الْامْرَین [٢] جبر نیست (آنچنان که امروز هم ماتریالیستها میگویند و به جبر معتقدند) و تفویض و وانهادگی هم نیست (آنچنان که اگزیستانسیالیست های امروز هم میگویند و به تفویض معتقدند)، اختیار است که «امر بین امرین» است. پس تا این حد، مسئله اختیار و آزادی انسان و اینکه جبری بر انسان حکومت نمیکند به این معنی که از او سلب اختیار کند، مطلب درستی است. این مطلب هم که انسان برخلاف همه موجودات دیگر- اعم از جاندار و غیر جاندار- دارای یک سرشت ثابت و غیرقابل تغییر نیست بلکه انسان خودش به خودش ماهیت و سرشت و صورت میدهد، مطلب درستی است
نتایج تعلق و وابستگی انسان
اما این مکتب در مورد آزادی مطالب دیگری هم دارد. تا اینجا آزادی به معنی آزادی فلسفی را بیان میکند: انسان آزاد و مختار و مسئول خود آفریده شده است و حتی سرشت خود را خود باید به خود بدهد. بعد میگویند: هرچیزی که برضد آزادی و منافی با آن باشد، انسان را از انسانیت خارج و او را بیگانه از انسانیت میکند.
انسان، بالذات آزاد آفریده شده است. ممکن است عواملی از جمله وابستگیها و تعلقها آزادی را از انسان بگیرد. اگر انسان خودش را به چیزی ببندد و به آن تعلق
[١] این مطلبی که جدیدیها به صورت دیگری درک کردهاند، در واقع مطلبی است که در معارف اسلامی سابقه طولانی دارد. من فعلًا نمیخواهم درباره این جهت زیاد بحث کرده باشم.[٢] کافی، ج ١/ ص ١٦٠