مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - عواطف انسانی در غرب
میبویند و به او محبت میکنند. رو کرد به پیغمبر صلی الله علیه و آله و گفت: من ده تا بچه دارم و هنوز در عمرم هیچ کدامشان را یک بار هم نبوسیدهام [١]. در یکی از روایاتی که در این زمینه آمده، نوشتهاند: فَالْتَمَعَ وَجْهُ رَسولِ اللَّهِ پیغمبر اکرم از این حرف چنان ناراحت و عصبانی شد که صورت مبارکش قرمز شد و لمَعان [٢] پیدا کرد و فرمود:
مَنْ لایرْحَمْ لایرْحَمْ [٣] آن که نسبت به دیگری رحم نداشته باشد، خدا هم به او رحم نخواهد کرد. بنا به نقل دیگری فرمود: اگر خدا رحم را از دل تو کنده است، من چه کنم؟!.
در این زمینه اخبار و روایات و احادیث زیادی داریم. زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام خود بهترین نمونه است و علی علیه السلام اساساً مجسمه رحمت و مهربانی است؛ در مقابل ضعیف که قرار میگیرد، دریای رحمت و محبت علی علیه السلام به جوش میآید
عواطف انسانی در غرب
من در جلسه گذشته راجع به روحیه شرقی و غربی بحث کردم و گفتم که اساساً عمق روحیه غربیها قساوت است و مردمان قسی القلبی هستند. البته خود غربیها هم این مطلب را قبول دارند و این نوع عواطف، محبتها، احسانها و گذشتها را خصلتهای شرقی مینامند. حتی محبت پدر نسبت به فرزندان خود و فرزندان نسبت به پدر یا مادر و همچنین برادر نسبت به برادر یا خواهر، و خواهر نسبت به خواهر در بین آنها خیلی کم وجود دارد. شرقیها این امر را احساس کرده، میگویند عواطف انسانی فقط در مشرق زمین وجود دارد و زندگی در مغرب زمین بسیار خشک است و در آنجا عدالت- البته در میان خودشان، نه نسبت به دیگران- و عدل اجتماعی وجود دارد ولی احسان و عاطفه و امثال آن وجود ندارد.
یکی از دوستان ما نقل میکرد که به اتریش رفته بود برای اینکه معدهاش را
[١] این همان مکتب نیچه است. چون بوسیدن من یعنی اینکه آنها را دوست دارم و نسبت به آنها ترحم دارم، و ترحم ضعف است و یک آدم قوی هرگز از این کارها نمیکند و این کارها برای یک آدم قوی سبک است![٢] [به معنای تغیر][٣] جامع الصغیر، ج ٢/ ص ١٨٣