مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - شواهدی از قرآن و نهج البلاغه
هست، و یک ایمان صددرصد اصیل میتواند زیربنای فکری و اعتقادی بسیار خوبی برای یک ایدئولوژی باشد. پس هیچ وقت عمل را فدای ایمان نکنید و ایمان را هم فدای عمل نکنید. هیچ کدام از ایندو نباید فدای دیگری شود.
مجموعاً «انسان کامل» فلاسفه انسان کامل نیست، انسان ناقص است، یعنی قسمتی از کمال را دارد. اینکه برای کمال عقلی، اصالت قائل شدهاند درست است.
ولی انسان کامل فلاسفه، از این جهت که آنها سایر جنبههای کمالات انسانی را نادیده گرفتهاند و همه کمالات انسان را در کمال عقلی او جستجو کردهاند، انسان نیمه کامل است، انسان ناقص است. انسان کامل فلاسفه فقط مجسمهای است از دانایی، فقط میداند؛ یعنی انسان کاملی که آنها فرض کردهاند، موجودی است که خوب میداند. چنین انسانی خوب میداند ولی موجودی است خالی از شوق، خالی از حرکت، خالی از حرارت، خالی از زیبایی، خالی از همه چیز؛ فقط میداند. آن موجودی که تمام هنرش این است که خوب میداند و دانستنش هم تمام هستی را فرامی گیرد و «جهانی است بنشسته در گوشهای»، انسان کامل اسلام نیست، انسان نیمه کامل اسلام است.
فرصت نکردم روایت موسی بن جعفر (علیهماالسّلام) را در باب ارزش عقل، برای تأیید آن قسمت از حرف فلاسفه که درست است، برای شما بخوانم. در این زمینه مطلب زیاد است. اگر بخواهیم صحبت کنیم، یکی دو جلسه دیگر باید صحبت کنیم ولی عرض خودمان را درباره این مکتب در همین جا خاتمه میدهیم.
و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلی العظیم