مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - مکاتب ضد این مکتب
انسان یعنی همان که فکر میکند، نه آن که میبیند (آن که میبیند ابزاری است در دست آن که فکر میکند)، نه آن که تخیل میکند (آن که تخیل میکند ابزاری است در دست آن که فکر میکند) و نه آن که مثلًا میخواهد و دوست دارد یا دارای شهوت و خشم است. جوهر انسان فکر کردن است و انسان کامل یعنی انسانی که در فکر کردن به حد کمال رسیده است، یعنی جهان و هستی را آنچنان که هست دریافت و کشف کرده است.
در این مکتب امر دیگری هم (غیر از اینکه جوهر انسان و من واقعی او عقل اوست) مورد توجه است و آن این است که عقل نیرویی است که توانایی دارد جهان را آنچنان که هست کشف کند، واقعیت جهان را آنچنان که هست در خود منعکس کند، آینهای است که میتواند صورت جهان را در خود صحیح و درست منعکس کند.
حکمای اسلامی که این نظر را قبول کردهاند، معتقدند که ایمان اسلامی (ایمانی که در قرآن آمده است) یعنی شناخت جهان بهطور کلی آنچنان که هست. ایمان یعنی شناخت مبدأ جهان، شناخت جریان جهان، شناخت نظام جهان و شناخت اینکه جهان به چه نقطهای برمیگردد. میگویند: اینکه در قرآن از ایمان به خدا، ایمان به ملائکه خدا که وسایط و پلههای وجود هستند، ایمان به مخلوق بودن عالم، ایمان به اینکه خدا عالم را وانگذاشته و هدایت کرده و از آن جمله بشر را به وسیله انبیا هدایت نموده، و ایمان به اینکه همه چیز از خدا آمده است و به خدا برمیگردد- که اسمش معاد است- سخن به میان آمده، مقصود همان [شناخت جهان] است و چیز دیگری نیست. این حکما در تفاسیر خودشان همیشه ایمان را به صورت معرفت و شناخت و به صورت حکمت تفسیر میکنند. میگویند: ایمان یعنی شناخت، اما شناختی که یک شناخت فلسفی و حکیمانه است، نه شناخت علمی که شناخت جزئی است. شناخت فلسفی و کلی و حکیمانه یعنی اینکه مبدأ و منتهای جهان و مراتب هستی و جریانهای کلی جهان را کشف کنیم و بدانیم
مکاتب ضد این مکتب
این مکتب که مکتب عقلیون است، در نقطه مقابل خود مکتبهایی را داشته است که همیشه با آن مبارزه میکردهاند. اولین مکتبی که در جهان اسلام با این مکتب مبارزه