مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - خلاصه ای از نظریات نیچه
انجام دهید و اخلاق هم همینهاست؛ اصلًا کار خوب هم همین است!.
بعضی میگویند بهتر آن بود که به دنیا نیاییم. شاید چنین باشد، نمیدانم. اما میدانم که خوب یا بد به دنیا آمدهام و باید از دنیا متمتع شوم و هرچه بیشتر، بهتر.
میگوید: من باید هدفم این باشد که بتوانم هرچه بهتر خود را متمتع کنم و بیشتر از دنیا بهره ببرم؛ هرچه که مرا در رسیدن به این مقصد کمک کند، خوب و اخلاق است. این همان فکری است که معاویه داشت و همیشه این حرف را میزد: ما در نعمتهای دنیا غلت زدیم.
آنچه برای این مقصود مساعد است اگرچه قساوت و بیرحمی و مکر و فریب و جنگ و جدال باشد خوب است و آنچه مزاحم و مخالف این غرض است اگرچه راستی، مهربانی، فضیلت و تقوا باشد بد است ... این سخن باطل است که مردم و قبایل و ملل در حقوق یکسانند و این عقیده با پیشرفت عالم انسانیت منافی است.
میگوید: تساوی حقوق همه انسانها غلط است، زیرا سبب میشود ضعیفها را در حد قویها نگه داریم و دیگر قویهای بیچاره! هم پیش نروند؛ بگذار ضعیفها پایمال بشوند تا میدان برای قوی باز شود؛ وقتی میدان برای قوی باز شد «انسان برتر» به وجود میآید.
مردم باید دو دسته باشند: یکی زبردستان و خواجگان و یکی زیردستان و بندگان، و اصالت و شرف متعلق به زبردستان است و آنها غایت وجودند [١] و زیردستان آلت و وسیله اجرای اغراض ایشان میباشند ...
هیئت اجتماعیه و مدنیت برای پیشرفت کار آن طبقه شریف تشکیل شده است،
[١] یعنی خلقت برای آنهاست.