مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - استفاده نیچه از اصول داروین
است باقی میماند. جانداران در غربال طبیعت، غربال میشوند (خود جنگ، غربال طبیعت است) و طبیعت، در جنگ و کشمکش دائمی که حیوانات دارند، غربال میکند و اصلح را برای بقا انتخاب میکند و «اصلح برای بقا» یعنی آن موجودی که در میدان مبارزه بهتر توانسته است خود را نگه دارد و توانسته است حریف را از بین ببرد و خود را حفظ کند.
حال بر این اصل داروین ایرادهایی گرفتهاند که خیر، موجوداتی نه به دلیل اقوائیت بلکه به دلایل دیگری باقی ماندهاند و اصلحیت برای بقا غیر از اقوائیت است، که ما عجالتاً کاری به این ایرادها نداریم.
به هر حال آقای نیچه از این اصل نتیجه گرفت که اصل در حیات همه جانداران و حتی در حیات انسان همین است و جنگ و تنازع، اصلی در زندگی انسانهاست و هر انسانی که قویتر باشد باقی میماند و حق هم با همان است که باقی میماند، و بعد گفت که طبیعت به سوی انسان برتر [١] سیر میکند و انسان کامل باید در آینده به وجود بیاید. انسان کامل یعنی چه؟ یعنی انسان قویتر و نیرومندتر؛ انسانی که اخلاق ضعیف پرور اصلًا در او وجود ندارد. اخلاق ضعیف پرور چیست؟ همینهایی که ما امروز آنها را [کمال میشماریم:] محبت ورزیدن، مهر ورزیدن، احسان کردن، خدمت به خلق کردن. میگوید: این اخلاق، پدر بشر را درآورده است. اینها مانع تکامل بشریت و مانع بروز انسان برتر و قویتر و انسان کامل است. انسان کامل آن است که در او این نقطههای ضعف- که ما آنها را کمال حساب میکنیم- وجود نداشته باشد. و لذا نیچه، هم دشمن سقراط است و هم دشمن مسیح. میگوید:
سقراط که در اخلاق خودش، به عفت و پاکی و عدالت و مهربانی و امثال این حرفها توصیه کرد [خیانت کرد] و بدتر از سقراط- به عقیده او- مسیح است که این همه راجع به مهربانی و عطوفت و محبت انسانها سخن گفته است. از نظر نیچه اینها نقاط ضعف انسان است؛ انسان هرچه از این صفات نداشته باشد به کمال نزدیکتر است، چون کمال یعنی توانایی و نقص یعنی ناتوانی، و اینها از نقص ناشی میشود.
[١] انسانی را که ما انسان کامل میگوییم، اینها انسان برتر یا «سوپر مَن» مینامند.