مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٠ - مجازات انسان خودش را
قیامت بسنجند، وزن کنند. انسان، خودش خودش را وزن میکند، میسنجد، خودش از خودش حساب میکشد. انسان خودش را مجازات میکند.
همه اینها دلیل بر این است که انسان شخصیت مرکبی دارد. این شخصیت مرکب، قسمت عالی دارد که قسمت انسانی اوست و قسمت دانی دارد که قسمت حیوانی اوست. آزادی معنوی یعنی قسمت عالی و انسانی انسان از قسمت حیوانی و شهوانی او آزاد باشد.
مجازات انسان خودش را
گفتیم انسان خودش را مجازات میکند؛ تعبیری از امیرالمؤمنین علی علیه السلام یادم افتاد: مردی میآید خدمت امیرالمؤمنین و صیغه استغفار را جاری میکند. او مثل بسیاری از ما خیال میکرد که توبه کردن یعنی گفتن اسْتَغْفِرُاللَّهَ رَبّی وَ اتوبُ الَیهِ.
امیرالمؤمنین با یک شدتی به او فرمود: ثَکلَتْک امُّک اتَدْری مَا الْاسْتِغْفارُ؟ الْاسْتِغْفارُ دَرَجَةُ الْعِلّیینَ [١] یعنی خدا مرگت بدهد، مادرت به عزایت بنشیند! اصلًا تو میدانی استغفار یعنی چه که میگویی: اسْتَغْفِرُاللَّهَ رَبّی وَ اتوبُ الَیه؟ حقیقت استغفار را میدانی چیست؟ استغفار درجه مردمان بلندمرتبه است. اصلًا خود توبه، محکوم کردنِ خود است. بعد حضرت فرمود: استغفار شش اصل دارد؛ دو رکن دارد، دو شرط قبول و دو شرط کمال.
فرمود: اولین اصل استغفار این است که انسان واقعاً از گذشته تیره و سیاه خودش پشیمان باشد. دوم، تصمیم بگیرد که در آینده آن گناه گذشته را مرتکب نشود. سوم اینکه اگر حقوق مردم را برعهده و ذمّه دارد ادا کند. چهارم اینکه اگر فرایض الهی را ترک کرده است جبران کند، قضا کند. تا اینجا محل شاهد من نیست.
محل شاهد من در آن دوتای آخر است. فرمود: پنجم اینکه اگر میخواهی توبه تو، توبه اصیلی باشد، توبه اساسی و واقعی باشد، باید به سراغ این گوشتهایی که از معصیت و در معصیت روییده است بروی؛ آنچنان با غصهها و اندوهها و توبهها آنها را آب کنی که پوست بدنت به استخوان بدنت بچسبد. ششم، این تنی که عادت کرده است معصیت کند و لذتی جز لذت معصیت نچشیده است، مدتی باید رنج طاعت را
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ٤٠٩.