مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٧ - داستان آیت اللَّه بروجردی و رفتن به مشهد
باشیم.
اصلًا وحی خود مدد غیبی است ولی در مقیاس اجتماع بشر. آنجا که دیگر پای علم بشر، پای فعالیت بشر نمیرسد، آنجا که دیگر پای حس نمیرسد، پای عقل و فکر نمیرسد، خداوند به وسیله یک عده به نام «پیامبران» بشر را هدایت و راهنمایی میکند، از غیب مدد میرساند. آنجا که جای عجز و ناتوانی بشر است، دیگر بشر فعالیت خودش را کرده است، کار خودش را انجام داده است، ناتوان است و در قدرت او نیست، جای مدد غیبی است. قرآن درباره پیغمبر اکرم میفرماید: وَ اذْکروا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکمْ اذْ کنْتُمْ اعْداءً فَالَّفَ بَینَ قُلوبِکمْ فَاصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اخْواناً وَ کنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَانْقَذَکمْ مِنْها [١] ای مردم! این نعمت خدا را فراموش نکنید که شما (یعنی شما مردم، شما بشرها، شما انسانها؛ نه تنها شما عربها، بلکه همه انسانها) به یک پرتگاه بسیار خطرناکی رسیده بودید و عن قریب سقوط قطعی میکردید.
خداوند به وسیله این پیغمبر شما را نجات داد، به شما آزادی داد، شما را خلاص کرد. این، مدد غیبی است. و چقدر برای زندگی فردی و اجتماعی انسان، این ایمان مفید و نگهدارنده است!.
من نمیدانم با چنین اشخاصی برخورد کردهاید یا نه؛ من برخورد کردهام و خودم در زندگی شخصیام چنین تجربههایی دارم که انسان گاهی اینجور احساس میکند که اگر آن راهی را که خدا برای او معین کرده است برود، یک تأییدهایی، یک حمایتهای غیبی و نهانی هست بالاتر از عقل و فهم و فکر او که برای او کار میکند، و چقدر یک چنین ایمانی آدم را نگه میدارد و برای زندگی انسان مفید است!
داستان آیت اللَّه بروجردی و رفتن به مشهد
داستانی الآن یادم افتاد، دریغ است که آن را نگویم: مرحوم آیة اللَّه بروجردی (اعلی اللَّه مقامه) قبل از اینکه به قم بیایند، من از نزدیک خدمت ایشان ارادت داشتم. بروجرد رفته بودم و در آنجا خدمتشان رسیده بودم. مردی بود در حقیقت باتقوا و به راستی موحد. نگویید هرکس مرجع تقلید شد، البته موحد هست. توحید
[١] آل عمران/ ١٠٣.