مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨ - یزیدی گری
فوق العاده شعری. این یک گونه تفسیر.
البته اینجا ممکن است کسی بگوید که چه مانعی دارد؟ مگر ما قول دادهایم که حافظ اینجور نباشد؟ ما باید ببینیم حافظ در واقع چگونه بوده است. سخن ما هم همین است. این طرز فکر، یعنی طرز فکر اینچنین مادی برای یک شاعر و هنرمند، در جهان اسلام سابقه دارد و بودهاند شعرایی که شعر و ادب و هنرشان در همین زمینهها بوده و بیپرده و مکشوف این مدعای خودشان را بیان کردهاند. فرنگیها اینجور افراد را «اپیکوریست» مینامند، البته خودشان- یعنی تاریخ فلسفه نویسها- میگویند روی یک نسبت غلطی است که به اپیکور میدهند، و الّا خود اپیکور هم به این معنا لذت پرست نبوده است، ولی اصطلاحی شده.
یزیدی گری
در جهان اسلام اول کسی که در شعر خودش مفاهیم معنوی و مذهبی و اخلاقی را به مسخره گرفت و بیپرده دم از لذت و عیش و شراب و شاهد و اینها زد و مقصود او هم جز همین امور ظاهری نبود یزید بن معاویه است، و آنچه که اروپاییها آن را «اپیکوریسم» مینامند مسلمین باید «یزیدیگری» بنامند، چون اول کسی که این باب را در جهان اسلام فتح کرد یزید بود. البته میدانید که یزید شاعری فوق العاده زبردست بوده، خیلی شاعر بلیغی بوده، و دیوانش هم شنیدهام چاپ شده، و معروف است که قاضی ابن خلّکان معروف که از علمای بزرگ اسلام و مورخ بزرگی است و کتابش جزو اسناد تاریخی دنیای اسلام است و خودش مرد ادیبی هم هست، شیفته فوق العاده شعر یزید بوده، به خود یزید ارادتی نداشته ولی به شعر یزید فوق العاده ارادتمند بوده، و در اشعار یزید همین مضامین تحقیرِ هرچه معنا و اخلاق و معانی دین و مذهب است در قبال لذات و بهره گیری از طبیعت، در کمال صراحت آمده است، مثل این اشعارش که میگوید:
مَعْشَرَ النِّدمان قوموا | وَ اسْمَعوا صَوْتَ الْاغانی | |