مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - طرز مواجهه با مرگ
وسیله تسلط انسان بر طبیعت است و طبیعت را مسخَّر انسان قرار میدهد و در نتیجه انسان بهتر از طبیعت بهرهمند و مستفیض و برخوردار میشود. پس اگر میخواهید انسانها را به کمال برسانید، باید کوشش کنید آنها را به برخورداری از طبیعت برسانید، و کمالی هم غیر از برخورداری از طبیعت وجود ندارد و اینکه برای علم ارزش ذاتی و کمال ذاتی و این همه قداستها قائل شدهاند، همه حرف است. علم یک ابزار بیشتر نیست، علم برای بشر نظیر شاخ است برای گاو، نظیر دندان است برای شیر.
اینها یک سلسله نظریات است که نظر اسلام را درباره هریک به تفصیل بیان خواهم کرد که اسلام برای عقل چقدر ارزش قائل است، برای آنچه آنها عشق مینامند چقدر ارزش قائل است و برای قدرت، مسئولیتهای اجتماعی و جامعه بی طبقه چقدر ارزش قائل است. هرکدام از اینها داستان مفصلی دارد
طرز مواجهه با مرگ
شک نداریم یکی از مظاهر کمال انسان طرز مواجهه او با مرگ است، چون ترس از مرگ یک نقطه ضعف بزرگ در انسان است و بسیاری از بدبختیهای بشر ناشی از ترس از مرگ است، مانند تن به پستیها و دنائتها دادن و هزاران بدبختی دیگر. اگر کسی از مرگ نترسد، سراسر زندگیش عوض میشود و انسانهای خیلی بزرگ آن انسانهایی هستند که در مواجهه با مرگ، در نهایت شهامت و بلکه بالاتر از شهامت با لبخند و خوشرویی به سراغ مرگ رفتهاند [١]. اگر مرگ در راه انجام مسئولیت فرا رسد، برای انسان سعادت است: انّی لا ارَی الْمَوْتَ الّا سَعادَةً وَ لَاالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ الّا بَرَماً [٢]. مواجهه با مرگ به این شکل را کسی نمیتواند ادعا کند جز اولیای حق، آنها که مرگ برایشان جز انتقال از خانهای به خانه دیگر و یا به تعبیر امام حسین علیه السلام جز عبور از روی یک پل چیز دیگری نیست. امام حسین علیه السلام صبح عاشورا به اصحابش فرمود: مَا الْمَوْتُ الّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِکمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرّاءِ الَی الْجَنانِ [٣] مرگ جز
[١] ولی نه مرگی که خودکشی باشد، بلکه مرگی که در راه هدفشان باشد چون احساس میکنند که در زندگی رسالت و مسئولیت دارند. آدمی که خودکشی کند، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده است.[٢] لهوف، ص ٦٩؛ نفس المهموم، ص ١١٦[٣] معانی الاخبار صدوق، ص ٢٨٩