مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٥ - علت رمزگویی عرفا
که استعمار قرن نوزدهم در مغز ملتهای اسلامی فرو کرده برای جدا کردن اینها از یکدیگر، اینها حالا میخواهند این حرفها را تا هزارسال پیش هم ببرند. اینها دروغ محض است. هزار دلیل تاریخی بر رد اینهاست و من در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران در این قضیه هم بحث کردهام.
پس قضیه چیست؟ قضیه را از خود عرفا باید بپرسیم. به عقیده من مطلب دو دلیل داشته که یک دلیلش در کلمات عرفا نیامده است ولی حتماً بیاثر نبوده و آن این است: شعر و ادب و فصاحت و بلاغت و زیبایی بیان، خودش یک وسیلهای است برای بهتر رساندن هر پیام، حالا پیام هرچه میخواهد باشد. یک نفر سیاسی هم اگر بخواهد پیام سیاسی خودش را به مردم برساند، با شعر و ادب و این حرفها، با یک شعر خیلی عالی شما میبینید به اندازه صد کتاب در مردم اثر میگذارد، یعنی آن مطلب وقتی لباس زیبای شعر را بپوشد بهتر اثر میگذارد. خود قرآن کریم از همین معنا استفاده کرده. اعجاز قرآن که در فصاحت و زیباییاش هست، یعنی قرآن هنر را در خدمت پیام الهی قرار داده و این جهتِ قرآن همیشه عامل فوق العاده مؤثری بوده در پیشرفت و پیشبرد قرآن. عرفا هم برای پیام عرفانی خودشان از زیبایی ادب، از این تشبیهها، تمثیلها، شعرها، از این رمزی سخن گفتنها [استفاده کردهاند.] این امر مسلّم مطالب را زیباتر میکند تا اینکه مطالب را همینطور مکشوف و بیپرده بگویند، لطف ندارد؛ یعنی برای تبلیغ حرف خودشان این وسیله را انتخاب کردهاند.
و دیگر اینکه (حرف اساسی این است، که در شعرهای شبستری هم بود) این معانی اساساً لفظ ندارد، الفاظ بشر کوتاه است از افاده این معانی، و تنها افرادی میتوانند این معانی را درک کنند که خودشان وارد این دنیا باشند. این است که اینها تصریح میکنند که- به تعبیر خودشان- عشق قابل بیان نیست، زبان عشق زبان بیانی نیست. خود حافظ هم در خیلی جاها به این مطلب تصریح میکند، مثلًا در یک جا میگوید:
ای آنکه به تقریر و بیان دم زنی از عشق | ما با تو نداریم سخن، خیر و سلامت [١] | |