مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٤ - علت رمزگویی عرفا
خودشان را به صورت چیزهایی گفتند که یا کفر است یا فسق! این چه جور در پرده گفتنِ به آن منظور است [که اهل ظاهر آنها را متهم به بیدینی نکنند؟] اگر به یک زبان دیگری میگفتند که مردم اشتباه میکردند، مثلًا بجای این حرفها کلماتی مانند وضو، غسل، تیمم، رکوع و سجود میآوردند و بعد میگفتند مقصود ما از سجود فلان معناست، از رکوع فلان معنا، از وضو و از تیمم فلان معنا، این نظریه قابل توجیه بود. اینها که از این الفاظ شرعی یا از الفاظ مقدس عرفی استفاده نکردهاند، از الفاظی استفاده کردهاند که مفهوم ظاهریاش یا فسق بوده یا کفر: «دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم». میگوید دینم را باختم و خرسندم. آیا این خواسته در پرده حرف بزند که مردم عوام نفهمند؟ خیلی حرف عجیبی است! تعجب میکنم از این آدم که چطور چنین حرفی زده!.
بعضی دیگر از این ناسیونالیستها چشمهایشان را باز کردهاند، خیال کردهاند که این حرفها اختصاص دارد به شعرای ایرانی و فارسی زبان و این اصطلاحات هم فقط اصطلاح میو مغ و مغبچه است و یکدفعه افتادهاند به اینکه بله، یک چیز دیگر است و آن این است که این شعرای ما در زیر سلطه عرب و اسلام بودند، میخواستند به ایران قدیم و ایران قبل از اسلام اظهار علاقه کنند، راهی نداشتند، چارهای نداشتند، آمدند این تعبیرات را آوردند برای اینکه اهل دل بفهمند که اینها دارند به ایران قدیم و ایران زمان ساسانی علاقه نشان میدهند!.
یادم است یک وقتی این کتاب عرفان و اصول مادی دکتر ارانی را میخواندم، در آنجا کسانی را که این حرفها را میزنند مسخره کرده بود، و نقل کرده بود که یک آقایی گفته که این شعر حافظ که میگوید:
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی | میخواند دوش درس مقامات معنوی | |