مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - حضور قلب امام سجاد در حال نماز
خودت ایجاد کن که فقط درباره یک موضوع بیندیشی. اگر توانستیم؟! به ما و شما میگویند نماز که میخوانی تمرکز ذهن و حضور قلب داشته باش. لا صَلوةَ الّا بِحُضُورِ الْقَلْب نماز بدون حضور قلب قبول نیست؛ صحیح است، یعنی به تو نمیگویند چرا نماز نخواندی، اما قبول نیست یعنی تو را به جایی نمیبرد، خاصیتی برای تو ندارد. تا گفتیم اللَّه اکبر، اگر فرض کنید مغازهدار هستیم مثل این است که قفل درِ مغازهمان را باز کردیم، حمد و سوره را میخوانیم اما دلمان در مغازه است، دلمان در اداره است، دلمان در فلان مِلکمان است، دلمان دنبال فلان شهوت است، یک وقت متوجه میشویم که گفتیم السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته. از بس هم زیاد نماز خواندهایم قهراً عادت شده است، اشتباه نمیکنیم، بهطور خودکار از اللَّه اکبر تا السلام علیکم میرویم و تمام میکنیم بدون اینکه هیچ بفهمیم؛ و حال آنکه در نماز باید حضور قلب و تمرکز ذهن باشد. نگویید نشدنی است. خیر، شدنی است، خیلی هم شدنی است، با عبودیت (الْعُبودِیةُ جَوْهَرَةٌ کنْهُهَا الرُّبوبِیةُ). اگر شما کوشش کنید در راه عبودیت قدم بردارید واقعاً میتوانید نمازی بخوانید که اگر پنج دقیقه طول میکشد در تمام این پنج دقیقه فقط متوجه خدا باشید، ده دقیقه نماز میخوانید متوجه خدا باشید، اصلًا ذهنتان از غیر خدا به هیچ چیزی منصرف نشود؛ نیم ساعت، یک ساعت [به همین حال باشید،] بعد مثل بعضی از اولیاء اللَّه باشید که از اول شب تا صبح یکسره عبادت کنید و ذهنتان به هیچ چیزی غیر از خدا التفات پیدا نکند، آنچنان غرق بشوید که حتی اگر بیایند بیخ گوش شما داد و فریاد هم بکنند شما نشنوید و نفهمید و متوجه نشوید، اینقدر ذهن شما متمرکز بشود.
حضور قلب امام سجاد در حال نماز
امام سجاد مشغول عبادت بود. یکی از بچههای امام از پشت بام افتاد دستش شکست. زنها ریختند داد و فریاد کردند که دست بچه شکست، برویم شکسته بند بیاوریم. رفتند شکسته بند آوردند، دست بچه را بستند. بچه گریه کرد، زنها ناله کردند، افراد دیگر داد و قال کردند، تمام شد. قضیه گذشت. امام بعد از آنکه از عبادت فارغ شد آمد در حیاط، چشمش افتاد به بچهاش، دید دست او را بستهاند.
فرمود: چطور شده است؟ گفتند: بچه از بام افتاد، دستش شکست، شکسته بند آوردیم، دست او را بستیم در وقتی که شما مشغول نماز و عبادت بودید. امام قسم