مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - اشتباه اساسی این مکتب
اشتباه اساسی این مکتب
اینکه هدف همیشه این است که «من» باید تبدیل به «ما» شود و «من» در بین نباشد، مطلبی نیست که از مختصات سوسیالیستها باشد. آنچه از مختصات آنهاست، راهی است که نشان میدهند و آن این است که میگویند: «من ساز» مالکیت اختصاصی [١] است و «ماساز» مالکیت اشتراکی [٢] کسانی که به سوسیالیستها جواب میدهند و یا میتوانند جواب دهند، اینطور میتوانند بگویند: آیا آنچه که «من ساز» است تعلق اشیاء به انسان است یا تعلق انسان به اشیاء؟ آیا اینکه اشیاء به انسان تعلق داشته باشند یعنی انسان مالک باشد و اشیاء مملوک باشند «من ساز» است و میان افراد مرز میسازد و حصار میکشد و افراد را از یکدیگر جدا میکند و وحدت و اتحاد را از بین میبرد؟ و یا مالکیت انسان بر اشیاء و تعلق اشیاء به انسان منشأ این امر نیست، عکس قضیه است: تعلق انسان به اشیاء و مالکیت اشیاء بر انسان به این معنا که انسان بنده اشیاء باشد و- به تعبیر عرفانی خودمان- تعلق قلبی به اشیاء داشته باشد «من» ساز است. مالک پول بودن، انسان را «من» نمیکند و «ما» بودن را از او نمیگیرد؛ مملوک و بنده پول بودن، انسان را «من» میکند و «ما» بودن را از او میگیرد.
سوسیالیسم میگوید مالکیت را از بین ببر تا «من» ها تبدیل به «ما» شوند. اسلام نمیگوید مالکیت را از بین ببر؛ میگوید انسان را بساز، انسان را خوب تربیت کن، به انسان ایدههای عالی و والا بده که فرضاً مالک اشیاء هم باشد و اشیاء به او تعلق داشته باشند، او دیگر به اشیاء تعلق ندارد و بنده اشیاء نیست و آزاد است. کدام انسان «ما» است؟ آن انسانی که آزادی معنوی دارد نه انسانی که هیچ چیز ندارد.
اینطور نیست که اگر یک انسان هیچ چیز نداشت «ما» است؛ بلکه به دلیل اینکه یک انسان وابسته به اشیاء نیست و تعلق خاطر و قلبی به اشیاء ندارد و اشیاء او را اسیر خودشان نکردهاند و نمیکنند، «من» او هیچ وقت «من» نیست و همیشه «ما» است. آنوقت از دو طرف مثال میآورند، میگویند: ما میبینیم همیشه انسانهایی در دنیا بوده و هستند که مالک اشیاء هستند ولی تربیتشان یک نوع
[١] یعنی تعلق اشیاء به فرد نه به جمع.[٢] یعنی تعلق اشیاء به جمع نه به فرد.