مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣١ - نماز اباعبداللَّه در صحرای کربلا
علی علیه السلام در آخرین وصایایش- که مکرر شنیدهاید و با جمله اللَّه، اللَّه شروع میشود، همان وصایایی که وقتی تمام شد چند لحظه بیشتر طول نکشید که جان به جان آفرین تسلیم کرد- راجع به نماز فرمود: اللَّهَ اللَّهَ بِالصَّلوةِ فَانَّها عَمودُ دینِکمْ [١] خدا را، خدا را درباره نماز که نماز استوانه خیمه دین شماست.
نماز اباعبداللَّه در صحرای کربلا
میدانید که در روز عاشورا کشتارها اغلب بعدازظهر صورت گرفت، یعنی تا ظهر عاشورا غالب صحابه اباعبداللَّه و تمام بنی هاشم و خود اباعبداللَّه که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند. فقط در حدود سی نفر از اصحاب اباعبداللَّه در یک جریان تیراندازی که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر به خاک افتادند و شهید شدند و الّا باقی افراد تا ظهر عاشورا در قید حیات بودند.
مردی از اصحاب اباعبداللَّه یک وقت متوجه شد که الآن اول ظهر است. آمد عرض کرد: یا اباعبداللَّه! وقت نماز است و ما دلمان میخواهد برای آخرین بار نماز جماعتی با شما بخوانیم. اباعبداللَّه نگاهی کرد، تصدیق کرد که وقت نماز است.
میگویند این جمله را فرمود: ذَکرْتَ الصَّلوةَ (یا ذَکرْتَ الصَّلوةَ. اگر ذَکرْتَ باشد یعنی نماز به یادت افتاد، اگر ذَکرْتَ باشد یعنی نماز را به یاد ما آوردی) جَعَلَک اللَّهُ مِنَ الْمُصَلّین نماز را یاد کردی، خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد. (مردی که سر بر کف دست گذاشته است، یک چنین مجاهدی را امام دعا میکند که خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد. ببینید نمازگزار واقعی چه مقامی دارد!) فرمود: بله نماز میخوانیم. همان جا در میدان جنگ نماز خواندند، نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی «نماز خوف» نامیده میشود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت، یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند برای اینکه مجال نیست. و در آنجا باید مخفّف خواند. چون اگر همه به نماز بایستند وضع دفاعیشان بهم میخورد، سربازان موظف هستند در حال نماز، نیمی در مقابل دشمن بایستند و نیمی به امام جماعت اقتدا کنند. امام جماعت یک رکعت را که خواند صبر میکند تا آنها رکعت دیگرشان را بخوانند. بعد آنها میروند پست را از
[١]. نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه ٤٧.