مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦ - « اصالت وجود » در اگزیستانسیالیسم
« اصالت وجود » در اگزیستانسیالیسم
این مکتب در اینجا مطلب دیگری هم دارد و آن این است: انسان که آزاد و مختار در این جهان آمده است، برعکس همه موجودات دیگر دارای سرشت و طبیعت مخصوص نیست. هرچه در دنیا آفریده شده است، با یک سرشت و ماهیت خاص آفریده شده است: سنگ، سنگ آفریده شده است، دیگر نمیتواند سنگ نباشد و کلوخ باشد؛ گربه با طبیعت گربهای آفریده شده است و موش هم موش آفریده شده است با طبیعت موشی و اسب هم اسب آفریده شده است با طبیعت اسبی. اما انسان دارای هیچ گونه طبیعت خاص نیست، مگر آن طبیعتی که خودش به خودش بدهد.
انسان که موجود مختار و آزاد است، دایره اختیار و آزادی او در این حد است که به خودش سرشت میدهد و طبیعت و ماهیت میبخشد. اسم این را «اصالت وجود» یا «تقدم وجود بر ماهیت» گذاشتهاند.
اصطلاح اصالت وجود و اصالت ماهیت در میان ما یک اصطلاح نسبتاً قدیمی است و در حدود سیصد و پنجاه سال (یعنی از زمان صدرالمتألهین) از عمرش میگذرد. ولی فلاسفه اسلامی اصالت وجود و اصالت ماهیت را اختصاصاً در این مورد به کار نمیبردند، بلکه در مورد همه اشیاء به کار میبردند و از آن، معنی دیگری غیر از آنچه امروز به نام اصالت وجود مصطلح شده است در نظر میگرفتند.
ولی این مطلب که انسان نسبت به سایر موجودات این امتیاز را دارد که دارای سرشت معین نیست و این خودش است که به خود سرشت میدهد- که اینها اسمش را اصالت وجود یا تقدم وجود بر ماهیت گذاشتهاند- با مبانی بسیار محکمتر در فلسفه ما و بالاخص در فلسفه صدرالمتألهین، البته با تعبیر دیگر و از راه دیگر ثابت شده است و این، حرف درست و حقیقتی است که انسان از خود یک سرشت ثابت ندارد و این خود انسان است که به خودش سرشت و طبیعت میدهد.
مطلبی که در تعبیرات دینی ما راجع به مسخ امم گذشته یا درباره اخلاقیات مردم در زمان حاضر و یا در مورد حشر مردم در قیامت آمده است- که انسانها در قیامت به یک صورت محشور نمیشوند؛ بعضی از انسانها انسان محشور میشوند و بسیاری از انسانها به صورت حیوان محشور میشوند- بر همین اساس است. با اینکه هرکسی انسان و با فطرت انسانی متولد میشود و انسانِ بالقوّه متولد میشود، ولی در جریان زندگی ممکن است ماهیتش متحول به یک حیوانی غیر از انسان