مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - ٢ خدمت به خلق
یکدیگر میفرماید:
لَیسَ الْبِرَّ انْ تُوَلّوا وُجوهَکمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکنَّ الْبِرَّ مَنْ امَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْاخِرِ وَ الْمَلائِکةِ وَ الْکتابِ وَ النَّبِیینَ و اتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ [١].
اما انسانی مثل سعدی میگوید [٢]: «عبادت به جز خدمت خلق نیست» [٣]؛ همین یکی است و بس. [عدهای با گفتن این سخن] میخواهند ارزش عبادت را نفی کنند، ارزش زهد را نفی کنند، ارزش علم را نفی کنند، ارزش جهاد را نفی کنند، این همه ارزشهای عالی و بزرگی را که در اسلام برای انسان وجود دارد یکدفعه نفی کنند. میگویند: میدانید «انسانیت» یعنی چه؟ یعنی خدمت به خلق خدا. مخصوصاً بعضی از این روشنفکرهای امروز خیال میکنند به یک منطق خیلی عالی دست یافتهاند و اسم آن منطق خیلی عالی را انسانیت و انسان گرایی میگذارند.
انسان گرایی یعنی چه؟ [میگویند:] یعنی خدمت کردن به خلق؛ ما به خلق خدا خدمت میکنیم. [میگوییم:] باید هم به خلق خدا خدمت کرد، اما خود خلق خدا چه میخواهد باشد؟ فرض کنیم شکم خلق خدا را سیر کردیم و تنشان را پوشاندیم؛ تازه ما به یک حیوان خدمت کردهایم. اگر ما برای آنها ارزش بالاتری قائل نباشیم و اصلًا همه ارزشها منحصر به خدمت به خلق خدا باشد و نه در خود ما ارزش دیگری وجود داشته باشد و نه در دیگران، تازه خلق خدا میشوند مجموعهای از گوسفندها، مجموعهای از اسبها. شکم یک عده حیوان را سیر کردهایم، تن یک عده حیوان را پوشاندهایم. البته اگر انسان شکم حیوانها را هم سیر کند به هرحال کاری کرده است، ولی آیا حد اعلای انسان این است که در حیوانیت باقی بماند و حد اعلای خدمت من این است که به حیوانهایی مثل خودم خدمت کنم و حیوانهایی مثل خودم هم حد اعلای خدمتشان این است که به حیوانی مثل خودشان- که من باشم- خدمت کنند؟! نه، خدمت به انسان [ارزش والایی است] ولی انسان به شرط
[١] بقره/ ١٧٧[٢] البته سعدی در عمل اینطور نبوده؛ زبان شعر است.[٣] [استاد درباره مقصود سعدی از این شعر، در جلسه یازدهم توضیح میدهند.]