مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٩ - شیخ بهایی
میو میخانه و رند خرابات | حریف و ساقی و نرد و مناجات | |
نوای ارغنون و ناله نی | صبوح و مجلس و جام پیاپی | |
خُم و جام و سبوی میفروشی | حریفی کردن اندر باده نوشی | |
ز مسجد سوی میخانه دویدن | در آنجا مدتی چند آرمیدن | |
گرو کردن پیاله خویشتن را | نهادن بر سر میجان و تن را | |
گل و گلزار و سرو و باغ و لاله | حدیث شبنم و باران و ژاله | |
خط و خال و قد و بالا و ابرو | عذار وعارض و رخسار و گیسو | |
لب و دندان و چشم شوخ و سرمست | سر و پا و میان و پنجه و دست | |
مشو زنهار از این گفتار در تاب | برو مقصود از آن گفتار دریاب | |
مپیچ اندر سر و پای عبارت | اگر هستی ز ارباب اشارت | |
نظر را نغز کن تا نغز بینی | گذر از پوست کن تا مغز بینی | |
نظرگر بر نداری از ظواهر | کجا گردی ز ارباب سرائر | |
چو هر یک را از این الفاظ، جانی است | به زیر هریک از اینها جهانی است | |
تو جانش را طلب از جسم بگذر | مسمّا جوی باش از اسم بگذر | |
فرو مگذار چیزی از دقایق | که تا باشی ز اصحاب حقایق |