مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣ - درد و فواید آن
و ضایعهای پیدا شده است و شما به فکر معالجهاش میافتید؛ درست مثل عقربههایی که در کارخانهها و یا در اتومبیل هست. مثلًا در اتومبیل عقربهای است که فشار روغن را نشان میدهد و عقربه دیگری درجه حرارت آب را نشان میدهد.
اگر این عقربه به شما نشان میدهد که درجه حرارت آب خیلی بالا رفته است، این خوب است یا بد؟ این خیلی خوب است، چون شما را بیدار و متوجه میکند. آنچه بد است این است که ماشین شما جوش آورده است. اگر درد در بدن انسان نمیبود و انسان احساس درد نمیکرد، هیچ گاه از بیماری اطلاع پیدا نمیکرد و آگاه نمیشد و به دنبال درمان نمیرفت. این درد مثل یک مأمور نافذالحکم انسان را وادار به چاره جویی و او را مأمور میکند که زود در فکر حل مشکل برآید. چون درد است، انسان را ناراحت میکند و دائماً به او میگوید هرطور هست این درد را درمان کن.
این است که خود درد- حتی دردهای جسمانی و عضوی- نعمت است، احساس است، آگاهی و بیداری است. آگاهی و بیداری خوب است، ولو انسان از اینکه یک ضایعهای در بدنش پیدا شده است آگاه شود. مولوی در اینجا چقدر شیرین میگوید:
حسرت و زاری که در بیماری است | وقت بیماری همه بیداری است | |