مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١ - نظر اسلام
داستان معروفی است که مکرر شنیدهاید: در بصره عثمان بن حنیف در یک مجلس میهمانی شرکت کرده است. در آن مجلس میهمانی چه خبر بوده است؟
العیاذ باللَّه مشروب بوده؟ نه. قمار بوده؟ نه. فسق و فجوری بوده؟ نه. پس چه بوده؟
گناه عثمان بن حنیف این بوده که در یک مجلس صددرصد اشرافی شرکت کرده، یعنی از فقرا کسی در آن مجلس نبوده است [١]. به علی علیه السلام خبر میرسد که نماینده و حاکم شما در مجلسی شرکت کرده است که در آن مجلس، اغنیا و پولدارها و اشراف وجود داشتهاند ولی از فقرا کسی در آنجا نبوده است. علی علیه السلام میفرماید: وَ ما ظَنَنْتُ ا نَّک تُجیبُ الی طَعامِ قَوْمٍ عائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیهُمْ مَدْعُوٌّ عثمان بن حنیف! من باور نمیکردم که تو دعوت بر سفرهای را بپذیری که اغنیا را در آنجا دعوت کرده باشند ولی فقرا را دعوت نکرده باشند و آنها پشت در مانده باشند. بعد علی علیه السلام شروع به گفتن دردهای خودش میکند تا میرسد به آنجا که راجع به خودش میگوید: وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیتُ الطَّریقَ الی مُصَفّی هذَا الْعَسَلِ وَ لُبابِ هذَا الْقَمْحِ وَ نَسائِجِ هذَا الْقَزِّ.
علی علیه السلام خلیفه است. میگوید اگر من بخواهم، امکانات برایم فراهم است؛ بهترین خوردنیها و نوشیدنیها و بهترین پوشیدنیها و هرچه که بخواهم برای من فراهم است.
وَ لکنْ هَیهاتَ انْ یغْلِبَنی هَوای وَ یقودَنی جَشَعی الی تَخَیرِ الْاطْعِمَةِ هیهات که من چنین کنم، محال است که من مهار خود را به دست حرص و هوای نفسم بدهم. حال چرا؟
مگر خدا این نعمتها را حرام کرده است؟.
علی علیه السلام توضیح میدهد تا کسی خیال نکند لباس خوب پوشیدن حرام است، عسل مصفّا خوردن حرام است. نه، مسئله دیگری است. اینها حرام نیست، حلال است. میفرماید: وَ لَعَلَّ بِالْحِجازِ اوِ الْیمامَةِ مَنْ لاطَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ اگر من اینجا شکم خود را سیر کنم، شاید در عراق و کوفه و یمامه و سواحل خلیج فارس و در حجاز کسانی باشند که امید به این یک قرص نان را هم نداشته باشند. اوْ ابیتَ مِبْطاناً وَ حَوْلی بُطونٌ غَرْثی وَ اکبادٌ حَرّی آیا من شکم سیر بخوابم و در اطرافم شکمهایی گرسنه و جگرهایی تشنه باشد؟ آیا من آن گونه باشم که شاعر میگوید:
وَ حَسْبُک داءً انْ تَبیتَ بِبِطْنَةٍ | وَ حَوْلَک اکبادٌ تَحِنُّ الَی الْقِدِّ | |