روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٣ - ترجمه
سايلى به شما آيد كه نه انسى باشد [١]نه جنّى،تا بنگرند [٢]تا خود شما در نعمتى كه خداى با شما كرده است چگونه مىكنى! راوى خبر گويد كه:اميرالمؤمنين -عليه السلام-و خضر به هم رسيدند، اميرالمؤمنين خضر را گفت:سخنى حكمت بگوى تا[از تو] [٣]ياد گيرم.خضر- عليه السلام-گفت:
ما احسن عطف الاغنياء[على الفقراء] [٤]رغبة في ثواب الله ، چه نيكوست شفقت توانگران بر درويشان رغبت ثواب خداى تعالى را.
اميرالمؤمنين -عليه السلام-گفت:دانى كه از آن نكوتر چيست؟گفت:بگو، فرمود [٥]:
و احسن من ذلك تيه الفقراء على الأغنياء ثقة بالله ،و نكوتر از آن تكبّر درويشان[است] [٦]بر توانگران اعتماد بر خداى-عزّ و جلّ.خضر گفت:اين كلمه سزاوار [٧]آن است كه به قلم زرّين بنويسند.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذىٰ ،حقتعالى در اين آيت به لفظ نهى مؤ[منان] [٨]،[٣٥٨-پ]را منع [٩]و زجر كرد ازآنكه صدقات خود تباه كنند به منّت يا به [١٠]رنج،و تقدير اين است كه:ثواب صدقاتكم و اجور نفقاتكم.
و مراد از آيت آن است كه:صدقه چنان دهى كه خالى باشد از منّت و عارى باشد از اذيّت [١١]،[چه] [١٢]اگر نه چنين باشد خود موقعى ندارد و به موقع قبول نيفتد،و لكن از روى ظاهر به آن ماند كه واقع شد و آنگه [١٣]باطل شود [١٤]،براى آنكه اگر نه چنين باشد احباط بود،و احباط باطل است به نزديك[ما به] [١٥]ادلّهاى كه رفت و نيز آيد-انشاءاللّه.
[١] .همه نسخه بدلها+و.
[٢] .تب:بنگرد.
[١٥] [٨] [٦] [٣] .اساس:در حاشيه افتاده است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .تب:اميرالمؤمنين -عليه السلام-گفت.
[٧] [٤] -همه نسخه بدلها:سزاى.
[٩] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[١٠] .مر:يا زجر و.
[١١] .تب:آذيت.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٣] .تب:آنگاه،مج:آنك/آنكه،چاپ شعرانى(٣٦٦/٢):آنكه،و در زيرنويس توضيح داده است:و حال آنكه.
[١٤] .همه نسخه بدلها:شد.