روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٨ - ترجمه
كردن،و به عبادات او قيام كردند.
فَلَمّٰا أَحَسَّ عِيسىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ ،اى علم و وجد بالحاسة و راى.بدانست و به حواسّ بيافت و علاماتش [١]بديد و از ديگران بشنيد.
فرّاء گفت:وجد [٢].ابو عبيده گفت:عرف.مقاتل گفت:راى،نظيره قوله: هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ [٣]...،و قوله: فَلَمّٰا أَحَسُّوا بَأْسَنٰا [٤]...،مفسران گفتند و آنگه بيشتر اظهار كفر كردند كه قصد كشتن او كردند.او مادر را [٥]بر گرفت و بگريخت كه «الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين» [٦].
سدّى گفت:سبب آن بود كه جهودان بنى اسرائيل به حجّت با عيسى بر نيامدند [٧]،قصد كشتن او كردند،او بگريخت و به ديهى آمد،و مريم مادرش با او بود.
در سراى مردى فرود آمدند كه زنى داشت.روزى اين مرد در سراى آمد [٨]دلتنگ، و با زن [٩]چيزى بگفت و زن نيز دلتنگ شد.مريم گفت:اين شهور تو چرا دلتنگ است؟و با تو چه گفت كه تو دلتنگ شدى؟گفت:آفتى و بلايى كه با تو گفتن سود ندارد.مريم-عليها السلام-گفت:با من بگو كه باشد كه به نزديك من فرجى بود آن را.گفت:چگونه؟گفت:اين پسر من مجاب الدّعوة [١٠]است،خداى را دعا كند تا خداى كفايت كند.
گفت:بدان كه اين پادشاه ولايت ما هريك چند مئونت خود و لشكر بر كسى افگند و به خانه او فرود آيد با جمله لشكر [١١]و آنكس را مستأصل كند،اكنون كس فرستاده است كه من و لشكر [١٢]جمله اين جا [١٣]مىآييم و ما طاقت آن نداريم.مريم- عليها السلام-گفت [١٤]:من پسرم را بگويم تا دعا كند تا خداى تعالى كفايت كند.
[١] .آج،لب،فق:علامتش.
[٢] .دب،مب،مر:وجده.
[٣] .سوره مريم(١٩)آيه ٩٨.
[٤] .سوره انبيا(٢١)آيه ١٢.
[٥] .لب،فق،مب،مر:مادر او را.
[٦] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:الانبياء.
[٧] .دب+و.
[٨] .مب:در سراى خود در آمد.
[٩] .آج،لب،فق،مر+خود.
[١٠] .فق،مب:مستجابالدّعوه.
[١١] .آج،لب،فق،مب،مر+خود.
[١٢] .مر+من.
[١٣] .آج،لب،مب،مر:بدان جا،فق:بدين جا.
[١٤] .آج،لب،فق+كه.