روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤٦
هزار فرشته را بفرستد با زنجيرهاى زرّين تا خانه كعبه را به عرصه قيامت آرند.ايشان بيايند و كعبه را به آن سلسلههاى زرّين به موقف [١]قيامت آرند.فرشته گويد [٢]:يا كعبة اللّه سيري،اى كعبه خداى برو.او گويد:نروم تا حاجتم روا نكنند.گويد [٣]:حاجت تو چيست؟گويد:شفاعت من قبول كنند در [٤]آنان كه در پيراهن من دفن كنند [٥]ايشان را.حقتعالى گويد:حاجتت روا كردم،آن مردگان را از گورها برانگيزند رويها سپيد [٦]،همه احرام گرفته،گرد خانه كعبه درآيند و لبيك زدن گيرند.
فرشته دگر گويد:اى كعبه خداى برو!گويد:نروم تا مرادم ندهند [٧].گويند:
مرادت چيست؟بخواه تا بدهند.گويد:بار خدايا!بندگان گناهكار تو از هر فجّى عميق و رهى بعيد،اشعث اغبر به من آيند [٨]،اهل و اولاد را به جاى رها كرده [٩]،پشت بر خانومان كرده و دوستان و رفيقان را وداع كرده،به ياسه [١٠]من به من آمدند [١١]به زيارت،و مناسك بگزاردند [١٢]چنان كه تو فرمودى،بار خدايا!شفاعت مىكنم كه ايشان را از فزع اكبر ايمن كنى،و شفاعت من در [١٣]ايشان قبول كنى و همه را پيراهن من بدارى [١٤].
فرشته ندا كند كه:در ميان ايشان گناهكاران و اصحاب كبايراند مصرّ بر گناه مستحقّ دوزخ.كعبه گويد:بار خدايا!من شفاعت در حق گناهكاران مىكنم.
خداى تعالى گويد:شفاعت قبول كردم و مرادت بدادم.
فرشته ندا كند:الا و هركس كه از اهل كعبه است از ميان جمع بيرون آيى.
جمله حاجيان از ميان جمع بيرون آيند و گرد كعبه درآيند سپيد [١٥]روى،ايمن از دوزخ
[١] .فق،مر:به عرصات.
[٢] .وز،دب،آج،لب،فق،مب:فرشتهاى.
[٣] .مج:گويند،با توجّه به وز تصحيح شد.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر+حقّ.
[٥] .وز،دب:كردهاند،آج،لب،فق:كردند.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:سفيد.
[٧] .آج،لب،فق،مب:بدهند،مر:بدهند.
[٨] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:آمدند.
[٩] .آج،لب،فق،مب+و.
[١٠] .دب:به آرزوى.
[١١] .آج،لب،فق،مب:آمدهاند.
[١٢] .وز،مب:بگزارند،مر:بگزارده.
[١٣] .مب،مر+حق.
[١٤] .مج،وز:بداريد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٥] .آج،لب،فق،مب،مر:سفيد.