روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه
گفت:آن درخت مرا گواهى [١]دهد.مرد را عجب آمد،رسول گفت:يا اعرابى!برو آن درخت را پيش من خوان گو [٢]:رسول خداى تو را مىخواند.
اعرابى برفت و گفت:ايّتها الشّجرة أجيبي[رسول اللّه] [٣]،اجابت كن رسول خدا را!درخت بر خويشتن بجنبيد [٤]و عروق خود از زمين بر كند،و جعلت تخدّ الارض خدّا،و زمين مىشكافت تا پيش رسول آمد و بايستاد.رسول خداى-عليه السلام- گفت:
بم تشهدين ايّتها الشّجرة ،به چه گواى [٥]مىدهى اى درخت؟گفت:
اشهد ان لا اله الّا اللّه و انّك رسول اللّه ،گواى [٦]مىدهم كه:خداى يكى است و تو رسول [٧]اويى.
اعرابى گفت:درختى تو را گواى [٨]مىدهد،من اولىتر [٩]كه گواى [١٠]دهم:اشهد ان لا اله الّا اللّه و انّك رسول اللّه،[و اسلام آورد] [١١].
وَ أُولُوا الْعِلْمِ ،خداوندان علم گواى [١٢]مىدهند.
مفسران خلاف كردند در آنكه [اين] [١٣]خداوندان علم كهاند؟بعضى مفسران گفتند:مراد انبيااند،پيغامبران خداى برآن [١٤]گواى [١٥]مىدهند.
ابن كيسان گفت:صحابه رسولند از مهاجر و انصار.
مقاتل گفت:احبار اهل كتابند،آنان كه ايمان آوردند،چون عبد اللّه سلام و مانند او.سدّى و كلبى گفتند:علماى مؤمنانند.
در تفسير اهل البيت مىآيد كه: أُولُوا الْعِلْمِ اميرالمؤمنين على-عليه السلام-است [بيانه] [١٦]قوله: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتٰابِ [١٧]،و اگر علماى اهل اسلام يا علماى اهل كتاب يا مهاجر و انصار صحابه،آيت محتمل باشد ايشان را اولىتر كه اگر از
[١] .كذا در اساس كه نونويس است:گواهى/گواى.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:و بگو كه،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٣] .اساس،ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .مب:بپيچيد.