روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٠ - ترجمه
چندان كه ديگر زمينها دهد به عادت [١].مفضّل گفت:«اكل»بسيار[ى] [٢]چيزى بود [٣]كه نافع بود آن را[كه در او بود] [٤]،يقال:ثوب كثير الاكل،اى[كثير] [٥]الغزل.
فَإِنْ لَمْ يُصِبْهٰا وٰابِلٌ فَطَلٌّ ،اگر وابل نبود طلّ.و اين [٦]باران ضعيف بود.زيد اسلم [٧]گفت:به اين صفت كه خداى تعالى گفت زمين مصر است،اگر بارانش نرسد بر دهد،و اگر رسد مضاعف شود.اين مثلى است كه خداى تعالى زد مؤمن مخلص را در برابر اين [٨]مثل منافق مرائى به زمينى [٩]نيك بلند راست كه بر او بستانى بود،آنگه باران رسد آن را يا وابل يا طلّ چنان كه اين بستان بر آرد،و آن را ريع بود و اسباب نما و ذكا در او حاصل بود،لا محال [١٠]آن را ثمره نيكو باشد،همچنين عمل مؤمن مخلص آن را به قيامت ثواب باشد، أَضْعٰافاً مُضٰاعَفَةً [١١]،اگر اندك بود و اگر بسيار،چنان كه آن بوستان را اگر وابل رسد و اگر طلّ.
وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ،و خداى بدانچه شما كنى [١٢]بيناست،يعنى عالم است تا جزاى آن در خور آن بدهد.
أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ -الآية،[اين آيت متّصل است] [١٣]بقوله تعالى:
لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذىٰ [١٤] ،حقتعالى براى مطابقت معنى را چون مثل منافق [١٥]مرائى بگفت،خواست تا به [١٦]عقب آن مثل مؤمن مخلص [١٧]بگويد تا مطابقت ظاهر شود،دگرباره با سر حديث مرائى رفت و عمل و صدقه او را مثل زد و تشبيه كرد به كسى چنين كه در اين آيت وصف كرد او را،گفت: أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ ،خواهد و تمنّا كند و دوست دارد يكى از شما كه او را بستانى [١٨]بود از درختان خرما و انگور كه [١٩]
[١] .همه نسخه بدلها بجز مب+و.
[١٣] [٥] [٤] [٢] .اساس كه نونويس است:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .همه نسخه بدلها:باشد.
[٦] .همه نسخه بدلها بجز آج،لب:و.
[٧] .آنهمه نسخه بدلها:زيد بن اسلم.
[٨] .تب،مج،وز،دب،آج،لب،فق:ندارد.
[٩] .تب:به زمين،مج،وز،مب،مر:بر زمين.
[١٠] .تب:لا محاله.
[١١] .سوره آل عمران(٣)آيه ١٣٠.
[١٢] .تب،مج،وز،مىكنيد،دب،آج،لب،فق:مىكنى.
[١٤] .سوره بقره(٢)آيه ٢٦٤.
[١٥] .تب:منافقان.
[١٦] .تب:در.
[١٧] .تب+را.
[١٨] .تب:بوستانى.
[١٩] .اساس:و،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.