روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٤ - ترجمه
بگذارد و به سه قسمت كند و هر روز قسمتى ناشتا [١]بخورد تا خداى شفا دهد [٢].انس گفت:بيشتر از صد كس را بفرمودم و بكردند،خداى شفا داد.و اللّه اعلم بصحّته.
اگر سؤال كنند و گويند:شايد [٣]هيچكس را بدون خداى تعالى كه تحليل و تحريم كند؟گوييم از اين دو جواب است:يكى آنكه اين كه يعقوب كرد- عليه السلام-به اذن و فرمان خداى كرد [٤]،پيغامبر را نباشد [٥]كه در شرع هيچ كارى كند جز به امر و دستورى خداى تعالى،و اين جواب آن است كه در قول حسن بصرى بيامد.
و جواب ديگر از او آن است كه:لفظ تحريم مجاز است اين جا،و مراد منع نفس است از آن.و«تحريم»در لغت خود منع باشد،و«حرمان»منع بود،يعنى الّا آنچه يعقوب-عليه السلام-خود را از آن به حسب مصلحت طب [٦]يا بر سبيل تعبّد منع كرد،و بر اين هر دو وجه شبهه آنكس كه تمسك كرد به آيت در جواز اجتهاد در شرع در باب تحريم و تحليل باطل شود،براى آنكه وجه آيت اين است كه گفتيم- و اللّه اعلم و احكم.
قوله: فَمَنِ افْتَرىٰ عَلَى اللّٰهِ الْكَذِبَ ،يقال:فرى و افترى اذا قطع و اصل الفرى القطع،و عرب گويد:لا شىء يفري فرية و انّه ليفرى الفريّ،اى يأتي بالدّواهي و العجائب،«و افترى عليه»،و«قال عليه»و«كذب عليه»آن باشد كه دروغ گويد بر او برخلاف مراد او و«كذب له»آن باشد كه براى او بر مراد او دروغى گويد.و «كذب في كلامه»آن باشد كه در سخن كه گويد دروغ گويد.
اگر گويند [٧]چه فايده است در آنكه گفت: مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ ،و دروغ در همه حال قبيح است؟جواب گوييم:مراد بيان وعيد است پس لزوم حجّت بر آنان كه مخالفت فرمان خداى كنند[٤٤٢-ر]و بر خداى دروغى گويند كه خداى تعالى نگفته باشد،اگر گويند چگونه گفت كه:دروغزن [٨]بر [٩]خداى ظالم باشد،و ظلم
[١] .مب:بنا شتا.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٣] .مب:باشد.
[٦] [٤] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٥] .مب،مر:نشايد.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر+كه.
[٨] .آج،لب،فق،مر+دروغ.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر+خداى تعالى بندد او بر.