روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٧ - ترجمه
ظاهر،و اگر دليل بر آنكه«بعض»به معنى كلّ آمده است اين بيت است،در اين بيت بر اين معنى دليل نيست،براى آنكه معنى بيت آن است كه:بعضى از شرّ بود كه آسانتر بود از بعضى،چنان كه:ضرب از قتل،و قتل از صلب و صلب از تمثيل و آنچه مانند اين [١]بود،واجب [٢]نكند كه تا«بعض»با كلّ مضاف نبود هيّن [٣]نباشد،فاذا لا وجه [٤]لهذا القول.
و نخعى در شاذّ خواند:«حرم»بر فعل لازم على وز كرم.و اصل تحريم حظر و منع باشد،و اشتقاق او از حرمان است.و محروم ممنوع باشد،و اصل احلال و تحليل اطلاق بود من الحلّ الّذي هو ضدّ العقد [٥]براى آنكه حلال گشاده باشد،نبينى كه مطلق [٦]و طلق در جاى حلال استعمال كنند.
وَ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ،من از خداى به شما آيتى آوردهام و حجّتى و معجزه [٧].
فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُونِ از خدا بترسيد [٨]و طاعت من داريد [٩].
إِنَّ اللّٰهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ ،خداى-عزّ و جلّ-خداى [١٠]من است و خداوند شما،و «انّ»براى آن مكسور است كه سخن مبتداست متعلّق نيست بما قبله،و در عربيّت روا باشد.و إِنَّ اللّٰهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ ،تا محمول بود على قوله:و جئتكم بأنّ اللّه ربّي و ربّكم،و اين كلمه،اعنى«ربّ»اطلاق نكنند بر يكى از ما،بل مقيّد گويند چنان كه:ربّ الدّار،و اين لفظ را تفسير و وجوه رفته است در سورة الفاتحة[٤٢٧-ر].و كذ[لك] [١١]قوله [١٢]: فَاعْبُدُوهُ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِيمٌ ،خداى را پرستيد [١٣]،اين آيت وارد است مورد تنبيه و ترغيب و تذكير و تحريض [١٤]بر نظر كردن و نعمت خداى را شكر
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:آن.
[٢] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:و واجب.
[٣] .لب:مين،آج:مبيّن.
[٤] .مج:فاذن الاوجه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .مج:العقل،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .مج:مطلقا،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آج،لب،فق،مب:معجزه/معجزهاى.
[٨] .دب:بترسى.
[٩] .دب:دارى،مب،مر:بداريد.
[١٠] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:خداوند.
[١١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .دب،آج،لب،فق،مب+تعالى.
[١٣] .دب،آج،لب،فق:پرستى.
[١٤] .دب،لب،فق،مب،مر:تحريص.