روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦١ - ترجمه
عليها السلام-براثر[] [١]ايشان مىرفت تا به صحرا شدند،و ترسايان بيامدند و اسقف ايشان در پيش ايستاده [٢]،چون در نگريد [٣]ايشان را ديدند.
اسقف گفت:اينان كهاند از محمّد؟گفتند:آن برنا پسر عم و داماد اوست بر دخترش،و آن زن دختر اوست،و آن كودكان دخترزادگان [٤]اويند.
او با ترسايان نگريد [٥]و گفت:بنگريد [٦]كه محمّد چگونه واثق است كه به مباهله فرزندان و خاصّگان خود را آورده است،و به خداى كه اگر هيچ خوفى بودى او را ازآنكه حجّت بر او باشد اگر اختيار كردى [٧]هلاك خود [٨]و هلاك اينان [٩]، احذروا مباهلته [١٠]،از مباهله او حذر كنيد [١١]كه اگر نه مكان قيصر بود من اسلام آوردمى،و با او مصالحه كنى [١٢]بر آنكه او حكم كند،و بازگرديد [١٣]و با شهر خود شويد [١٤]و راى بزنى [١٥]تا صلاح شما در چيست؟گفتند:راى تو راى ما باشد،و آنچه تو گويى عين مصلحت باشد.
اسقف گفت:يا ابا القاسم انّا لا نباهلك و لكن [١٦]نصالحك،ما با تو مباهله نمىكنيم،[و لكن با تو مصالحه مىكنيم] [١٧]با ما مصالحتى كنى [١٨]بر چيزى كه به آن [١٩]قيام توانيم كردن [٢٠].
[١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .وز،آج،لب،فق،مب،مر:در پيش ايشان ايستاده،دب:را در پيش گرفته ايشان.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:در نگريست،دب:در نگريدند.
[٤] .آج،لب:دخترزادهها.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:نگريست.
[٦] .مب:نگريست كه ببينيد.
[٧] .مر:او باشد اختيار نكردى.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب+را.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر+را،چاپ شعرانى(٦٢/٣):هرگز اختيار نكردى هلاك خود را هلاك اينان را.
[١٠] .اساس:مباهلة،با توجّه به دب تصحيح شد.
[١١] .دب:كنى/كنيد.
[١٢] .كنى/كنيد.
[١٣] .آج،لب،فق:بازگردى/بازگرديد.
[١٤] .دب،آج،لب،فق:شوى/شويد.
[١٥] .بزنى/بزنيد.
[١٦] .وز،آج،مب:و لكنّا.
[١٧] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٨] .وز،آج،لب،فق،مب:كن.
[١٩] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:ما به آن.
[٢٠] .دب:توانيم نمود.