روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠١ - ترجمه
بيست [١]و شش مرد باشند،بر ضعف ما هرچه [٢]ساعت بود در چشم ما حقير[تر] [٣]بودند تا [٤]گما[ن برد] [٥]يم كه كمتر از مااند.يكى مىگفت:اينان هفتاد مرد باشند،ديگرى او را مىگفت:صد مرد[باشند] [٦].چون كالزار [٧]تمام شد،اسيران را پرسيديم كه شما چند بودى؟گفتند:هزار مرد.[و بعضى] [٨]دگر گفتند:رؤيت راجع است با مشركان در اوّل ملاقات،آنگه چنان كه گمان بردند كه مسلمانان دوچندانند كه ايشان، يعنى مشركان مسلمانان را با قلّت ايشان دو چند [٩]خويشتن[مىديدند چنانكه] [١٠]گفت: وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّٰهُ أَمْراً كٰانَ مَفْعُولاً [١١].
اگر گويند:نه اين مؤدّى باشد[٣٩٩-ر]با مذهب اشعرى كه ادراك معنى گويد تا [١٢]مؤدّى بود با مذهب سوفسطائيان كه ايشان را وثاقه نباشد به مدركات،جواب آن است كه گوييم:مراد آن است كه ايشان گمان بردند كه ايشان [١٣]بيش از آنند از روى حزر و تخمين،نه از روى علم و يقين.
و مراد به«رؤيت»در آيت نه ابصار است،نبينى كه متعدّى است به دو مفعول،و آنكه متعدّى باشد به دو مفعول،به معنى ظنّ باشد،و آنكه قوّت اين است قرائت ابو عبد الرّحمن السلمىّ [١٤]:«ترونهم»به معنى تظنونهم،نبينى كه[يكى] [١٥]از ما چون جمعى بسيار را [١٦]بيند يا لشكرى،حزرى كند گويد:همانا اينان [١٧]هزار مرد
[١] .اساس كه در اين مورد نونويس است:شصت،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .همه نسخه بدلها+يك،چاپ شعرانى(٤٥٨/٢):هرچه بگذشت.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .مج:ما.