روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٤ - ترجمه
اى فلان،تا عام شد و اين كلمه به تازى و پارسى مىگويند،و اگرچه گوينده [١]در پستى باشد [٢]نه بر [٣]بلندى و به جاى هلمّ. نَدْعُ مجزوم است به جواب امر.
أَبْنٰائِنٰا ،باتّفاق مراد حسن و حسيناند،و در اين جا دليل است بر آنكه ايشان فرزندان رسولاند باطلاق اسم البنوّة عليهم من اللّه،براى آنكه خداى تعالى ايشان را پسر او خواند [٤]،اخبار از طريق مخالف و مؤالف به اين متظاهر است كه رسول -عليه السلام-گفته است.و ايشان را فرزند خواند [٥]،و مانند آنكه گفت:
ابناى هذان ريحانتاى من الدّنيا، گفت:اين دو پسر من ريحان [٦]منند از دنيا،و اتّفاق امّت است كه خطاب جمله صحابه رسول در عهد رسول [٧]پس او با ايشان«يا بن رسول اللّه»بوده است.
و در خبر مىآيد كه در صفّين روزى از روزها محمّد حنفيّة-رحمة اللّه [٨]عليه- كارزارى [٩]مىكرد و ابلاء جهد كرد،اميرالمؤمنين [١٠]-عليه السلام-[او را] [١١]گفت:
اشهد انّك ابني حقّا، گواهى دهم [١٢]كه تو پسر منى [١٣]به حقيقت [١٤].گفتند:اى اميرالمؤمنين !پس حسن و حسين [١٥]؟گفت [١٦]:
هما ابنا رسول اللّه، ايشان پسران پيغامبر خدااند [١٧].و در اين آيت دليل است بر آنكه دخترزاده فرزند باشد.و مرد چون وقفى كند على اولاده و اولاد اولاده دخترزاده در آنجا شود و اين مذهب ماست و مذهب شافعى،و آيت،حجّت ماست و حجّت شافعى بر ابو حنيفه كه او گفت:
دخترزاده در آن وقف داخل نبود،به اين بيت استشهاد كرد:
[١] .مج،مب:گوينده،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:در.
[٤] .دب+و.
[٥] .آج،لب،فق،مر:فرزندان خوانده.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:دو ريحان.
[٧] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٨] .مب:رحمهم اللّه.
[٩] .لب:كالزارى.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+على.
[١١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .مر:مىدهم.
[١٣] .مج:من،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .مب،مر:بتحقيق.
[١٥] .كذا:در مج و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٦٤/٣)+كيستند.
[١٦] .مج:گفتند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٧] .آج،لب،فق،خدايند.