روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٦ - ترجمه
نامهاى كه دارى به من ده.او بگريست و سوگند خورد كه نامه ندارد.برگرديد و على را گفت:او مىگريد و مىگويد كه نامه ندارم و سوگند مىخورد [١]،برگرد تا برويم و رسول را خبر دهيم.
اميرالمؤمنين -عليه السلام-گفت:اىعجب رسول ما را خبر داد به وحى از قيل خداى كه او نامه دارد،و ما را فرمود كه نامه از او بستانى،و تو مىگويى نامه ندارد! آنگه بيامد و او را گفت:اين نامه كه دارى به من ده [٢]،و الّا برهنهات كنم [٣]و نامه از تو بستانم [٤]و گردنت بزنم.اين بگفت و تيغ بر كشيد،زن گفت:يا على [٥]!اگر لا بدّ است روى بگردان تا نامه تو را دهم.آنگه نامه از[ميان] [٦]موى بگرفت و به اميرالمؤمنين على-عليه السلام-داد.على-عليه السلام-نامه بستد،و با پيش [٧]رسول -عليه السلام-آورد.
رسول-عليه السلام-بلال را بفرمود تا آواز داد كه الصّلاة جامعة،صحابه در مسجد حاضر شدند و رسول-عليه السلام-بر [٨]منبر شد و خطبه [٩]كرد و گفت:من از خداى تعالى در خواستهام تا خبر من بر اهل مكّه پوشيده دارد تا من ناگاه در مكّه شوم [١٠]:اكنون از جمله شما كسى اين نامه به اهل مكّه نوشته است،و ايشان را از عزم من خبر داده است،خداوند نامه [١١]بر خيزد و اقرار دهد و الّا وحى او را رسوا بكند [١٢]، يكدو بار بگفت،كس [١٣]برنخاست [١٤]،و به بار سيؤم [١٥]گفت [١٦]من بگويم كه كيست خداوند اين نامه.
[١] .مج،آج،فق،مر:گفت:او مىگريد و سوگند مىخورد،وز،دب،لب،مب:گفت:او مىگويد و سوگند مىخورد.
[٢] .همه نسخه بدلها:مراده.
[٣] .مج،وز،آج،لب،فق:برهنه بكنم،دب:برهنت بكنم،مب،مر:برهنهات كنم.
[٤] .مب:و آن نامه بستانم.
[٥] .همه نسخه بدلها بجز دب:اى على.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس كه در اين مورد نونويس است:و به نزديك،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .مب+بالاى،مر:در.
[٩] .وز:خبطه.
[١٠] .مج،وز:شدم.
[١١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق+بايد تا،مب،مر:خداوند اين نامه بايد كه.
[١٢] .دب:رسوا خواهد كرد.
[١٣] .همه نسخه بدلها:كسى.
[١٤] .اساس كه نونويس است:بر نخواست،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٥] .مج،وز،دب،آج،لب:سهام،فق،مب،مب،مر:سيم.
[١٦] .مر+كه.