روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣ - ترجمه
يا لعن [١]اللّه بنى السعلاة
عمرو بن ميمون [٢]شرار [٣]النّات
اى النّاس.
مِائَةُ حَبَّةٍ ،ابو جعفر و اعشى تخفيف همز [٤]كنند«مائة»را هركجا باشد.
اگر گويند:كسى نديد صد دانه در خوشهاى تا خداى به آن مثل زد [٥]،گوييم:ممتنع نباشد كه بود در گاورس،[چه نوعى است در جاورس] [٦]كه در او صد دانه و بيشتر باشد.
وجه ديگر آنكه:واجب نباشد كه مثل و ممثول محقّق باشند،بل بر سبيل تقريب [٧]بود،چنان كه يكى از ما گويد:فلان [٨]چون ديو است و چون غول است-و اگرچه او نديده باشد ديو و غول را-و لكن استقباح [٩]و استهوال منظر را و استبشاع را،قال اللّه تعالى: طَلْعُهٰا كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّيٰاطِينِ [١٠][٣٥٦-ر]،و قال امرؤ القيس [١١]:
و مسنونة زرق كأنياب [١٢]اغوال
وَ اللّٰهُ يُضٰاعِفُ لِمَنْ يَشٰاءُ
،و خداى تعالى مضاعف كند آن را كه خواهد.خداى تعالى حسنه را يكى به ده وعده داد في قوله: مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا [١٣]،و در اين آيت يكى به هفصد [١٤]وعده كرد،و در آيت قرض به اضعاف مضاعفه وعده كرد.
ضحّاك گفت:هركه صدقهاى دهد،خداى تعالى او را در دنيا يكى را هفصد [١٥]عوض بدهد و در آخرت يكى را دو هزار هزار [١٦]عوض بدهد.
در خبر است كه:يك روز اميرالمؤمنين [١٧]-عليه السلام-در حجره فاطمه شد،او را
[١] .لب:ما لعن،چاپ شعرانى(٣٦٠/٢):يلعّن.
[٢] .اساس:مسعود،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .همه نسخه بدلها:لئام.
[٤] .تب،آج،لب:همزه.
[٥] .همه نسخه بدلها:بجز تب+جواب.
[٦] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:چه نوعى هست از گاورس،اساس ندارد،از تب افزوده شد.
[٧] .تب،وز،مب،مر:تقرّب.
[٨] .تب+كس.
[٩] .تب:باستقباح.
[١٠] .سوره صافّات(٣٧)آيه ٦٥.
[١١] .تب+شعر.
[١٢] .اساس،تب:كانبات،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .سوره انعام(٦)آيه ١٦٠.
[١٥] [١٤] .تب،مب،مر:هفتصد.
[١٦] .همه نسخه بدلها بجز آج:دو هزار.
[١٧] .تب،دب،فق،مر+على،مب+على بن ابى طالب.