روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢ - ترجمه
آنان كه هزينه كنند خواستههايشان به شب و روز -پنهان و آشكارا-ايشان را بود مزدشان به نزديك خدايشان،و نه ترسى باشد برايشان و نه ايشان اندوهگن [١]شوند.
قوله تعالى: مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ الآية،در آيت اضمارى و اختصارى هست و تقدير آن است كه [٢]:مثل صدقات الّذين ينفقون اموالهم،براى آنكه آنچه ممثّل است به دانهاى كه بكارند تا از او هفت خوشه برويد [٣]و[در] [٤]هر خوشهاى صد دانه باشد،صدقه است كه مرد بدهد نه دهنده صدقه است،و يا اضمار اسمى اين جا تقدير بايد كردن:مثل الّذين ينفقون اموالهم في سبيل اللّه كمثل زارع حبّة،براى آنكه دهنده صدقه با زارع دانه ماند،و اين طريقتى است معروف عرب را في حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه،كقوله: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ [٥]... ، وَ جٰاءَ رَبُّكَ [٦]... و اين طريقت به استقصا گفته شد-و پيش از اين فرق از ميان تشبيه و تمثيل بگفتيم.
و«حبّه»دانه باشد از هر جنس كه بود از گندم و جو و ارزن و كنجد[و نخود و برنج] [٧]و جز آن. أَنْبَتَتْ ،اى اخرجت،و اضافت انبات به حبّه كرد من حيث انّه يحصل عند بذر الحبّة في الأرض،و بر حقيقت از [٨]فعل خداى بود-جل جلاله.
سَبْعَ سَنٰابِلَ ،ابو عمرو و حمزه و كسائى ادغام كردند«تا»را در«سين»،انبت سبع،و باقى قرّاء اظهار كردند.حجّت آنان كه ادغام كردند،آن است كه گفتند كه:«تا»و«سين»هر دو مهموسند و متعاقب باشند،چنان كه شاعر گفت [٩]:
[١] .مج،وز:اندوهگين.
[٢] .اساس كه نونويس است،تقديره كه،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس كه نونويس است،برآيد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .سوره يوسف(١٢)آيه ٨٢.
[٦] .سوره فجر(٨٩)آيه ٢٢.
[٧] .اساس:عبارت مخدوش است،تب:كنجد و نخود،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .همه نسخه بدلها:آن.
[٩] .تب:قال الشّاعر-شعر.