روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٩ - ترجمه
آخرت-يعنى قيامت كه سراى ديگر است-از جمله زيانكاران باشد.«و الخسران» ذهاب راس المال آن باشد كه سرمايه تلف شود،و كافر در قيمت چنين باشد براى آنكه مكلّف در دنيا مشبّه [١]است به بازرگان،و عمر سرمايه اوست،و اسباب تمكين آلات اوست،و سود او ثواب است،و زيان او عقاب است،فردا [٢]قيامت چو [٣]بنگرد عمر صرف كرده باشد در كارى كه ثمره آن عقاب بود،نه سرمايه دارد و نه سود،عند آن پشيمانى او سخت شود و سود ندارد او را،نعوذ باللّه من الخذلان و الحرمان.
كَيْفَ يَهْدِي اللّٰهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمٰانِهِمْ ،صورت استفهام است و مراد انكار و نفي،اى لا يهدى اللّه،يعنى خداى هدايت نكند گروهى را كه از پس ايمان كافر شدند،و مثله قول الشّاعر:
كيف نومي على الفراش و لما
يشمل الشّام غارة شعواء
اى لا انام،و اين را نظير بسيار بود،منها قوله: كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللّٰهِ [٤]،اى لا يكون لهم عند اللّه عهد،و مثل اين روايت است كه از صادق -عليه السلام-در سبب نزول آيت.
و حسن بصرى گفت:آيت در اهل كتاب آمد كه ايشان پيش از قيام و ظهور رسول-عليه السلام-به او ايمان داشتند و مقرّ بودند [٥]،چون [٦]بيامد منكر شدند و كافر گشتند.
امّا مراد به«هدايت»در آيت محتمل است وجوه [٧]را:يكى الطافي كه خداى تعالى با مؤمنان كند كه ايشان را آن لطف باشد در ثبات بر ايمان،و آن در حقّ كافران اگر بكند [٨]لطف نباشد،چنان كه در شاهد آنكس كه دعوتى سازد و جماعتى را به طعام و مهمانى خود خواند،و خواندن او بر عموم همه را لطف باشد، آنگه از ايشان جماعتى بيايند و جماعتى نيايند.آنان كه بيايند ايشان را شمعى پيش فرستد،و چون به در سراى رسند استقبال كند و اين لطف باشد،و لكن در حقّ آنان
[١] .مب،مر:شبيه.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:در فرداى.
[٣] .دب،مب،مر:چون.
[٤] .سوره توبه(٩)آيه ٧.
[٥] .دب:مقرّ آمدند.
[٦] .آج،لب،فق،مب+رسول.
[٧] .مر:چند وجه.
[٨] .اساس:نكند،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.