روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٧ - ترجمه
است،چنان كه اگر قديم-جلّ جلاله-به جاى [١]: الم، ذٰلِكَ الْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ [٢]گفتى:الر [٣]هذا القرآن لا شك فيه [٤]بيان للمؤمنين،در او آن لطف نبودى كه در اين الفاظ هست،براى آنكه ممكن نيست دعوى كردن كه اين نظمى است [٥]و به فصاحت به حدّ است كه معجز است،و عرب از مثل اين مقدار عاجزند خصوصا به نزديك اصحاب صرفه،پس اين باشد كه خداى تعالى دانست كه مكلّفان را در اعيان اين الفاظ لطفي [٦]باشد كه در الفاظى دگر نباشد و اگرچه متّفق المعنى باشند [٧]،و بر اين قاعده سؤال از تكرار قرآن منقطع شود.
گروهى دگر گفتند:تكرار نوعى [٨]فصاحت است در جاى خود نه [٩]براى عىّ گوينده باشد،و اين در كلام عرب بسيار است،و غرض از اين تأكيد باشد و تقرير كلام با مخاطب،و در اشعار ايشان از اين بسيار است،قال الشّاعر:
كم نعمة كانت لكم كمكم و كم
و قال آخر:
نعق الغراب بيين لبنى غدوة
كمكم و كم بفراق لبنى ينعق
و قال آخر:
و كاين و كم عندي لهم من صنيعة
ايادى ثنّوها [١٠]على و اوجبوا
و اين جواب فرّاء است.
و وجهى دگر آن است كه:خداى تعالى قرآن به جمله خلايق فرستاد،و ايشان در آفاق و اقطار زمين پراگنده بودند،و قرآن مجموع نبود،هرچند آيت و هر [١١]سورتى به جانبى [١٢]فرستاد،اگر تكرار نبودى در قرآن يكى قصّه موسى شنيدى و يكى قصّه عيسى و يكى قصّه آدم،و آنكه [١٣]آن شنيدى اين نشنيدى،و آنكه [١٤]اين شنيدى آن
[١] .مب+قوله.
[٢] .سوره بقره(٢)آيه ١ و ٢.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:الم.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر+هذا.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:لفظى است.
[٦] .مب،مر:لفظى.
[٧] .مب:باشد.
[٨] .دب،مب،مر+از.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر:و آن نه.
[١٠] .دب،آج،لب:منوها.
[١١] .مب:ندارد.
[١٢] .دب:به جايى.
[١٤] [١٣] .مب،مر:و هركه.