روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٦ - ترجمه
دوستى به غايت باشند،گويند:اينان متّحد شدند،اگرچه به صورت دواند به معنى يكىاند،چنان كه[شاعر] [١]مىگويد:
أنا من أهوى و من أهوى أنا
نحن روحان حللنا بدنا
فاذا أبصرتني أبصرته
و إذا أبصرته كان أنا
و اين لفظ دليل كند بر آنكه اميرالمؤمنين على [٢]بهتر از همه صحابه و اهل البيت بود،براى آنكه آن را كه خداى تعالى[٤٣١-ر]نفس رسول خواند [٣]بر اين وجه كه گفتيم تا مدانات و مقاربتى سخت نباشد چنان كه كثير التفاوت نباشد ميانشان اين لفظ اجرا نكنند.
ثُمَّ نَبْتَهِلْ ،در او دو قول گفتند:يكى آنكه نتضرع الى اللّه في الدّعاء،و ابتهال تضرّع باشد [٤]،پس لابه كنيم يا [٥]خداى تعالى را [٦]تا دعاى ما اجابت كند در حقّ دروغزنان،و اين قول عبد اللّه عبّاس است.
مقاتل گفت:نخلص في الدّعاء،در دعا اخلاص كنيم.كلبى گفت:اجتهاد و مبالغت [٧]،و اين قول [٨]متقارب است.معنى ديگر آن است كه:نلتعن،لعنت كنيم يكديگر را،و گوييم:لعنت از ميان ما هر دو گروه بر دروغزن باد،من قول العرب:
عليه بهلة اللّه و بهلته،اى لعنته [٩]،قال لبيد:
في قروم سادة من قومهم
نظر الدّهر اليهم فابتهل
اى دعا عليهم،اين بيت اگرچه در تفسيرها به استشهاد اين معنى آوردهاند، معنى چنان مىنمايد كه شاهد به معنى [١٠]اوّل است من التّضرع،اى تضرّع و ذلّ لهم.
فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَى الْكٰاذِبِينَ ،عطف است على قوله: ثُمَّ نَبْتَهِلْ ،براى
[١] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد،با توجّه به دب افزوده شد.
[٢] .مب:على بن ابى طالب عليه الصّلاة و السلام،آج،لب،فق،مر:عليه السلام.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:براى آنكه او را نفس رسول عليه السلام خواند خداى تعالى جلّ جلاله.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٥] .كذا در مج وز،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .دب:لا به كنيم به خداى عزّ و جل،آج،لب،فق،مب،مر:لابه كنيم خداى تعالى را.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+كنيم.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:اقوال.
[٩] .اساس:لعنة،آج:لعنته اللّه،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .وز،آج،لب،فق،مب،مر:كه شاهد معنى،دب:كه معنى شاهد.