روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
خواب و فرستادن باشد،و اين جا احيا است به قرينه قوله: فَأَمٰاتَهُ اللّٰهُ ،و در سوره الكهف تنبيه است في قوله: ثُمَّ بَعَثْنٰاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ [١]به قرينه: فَضَرَبْنٰا عَلَى آذٰانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً [٢]،و به معنى فرستادن في قوله: فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ [٣].
قٰالَ كَمْ لَبِثْتَ ،گفت او را چند مقام كردى اين جا،و ظاهر چنان است كه خداى گفت،و لكن بهواسطه گفته باشد يا جبريل[٣٥٠-ر]باشد.بر قول آنكس [] [٤]كه گفت:پيغامبر بود يا فرشتهاى باشد گماشته از قبل خداى تعالى.
كَمْ لَبِثْتَ ،«كم»استفهام است از عدد و محلّ او نصب است به آن فعل كه از پس اوست،و عامل در او لا بدّ بايد [٥]تا مؤخر بود براى آنكه استفهام را صدر كلام باشد.
و ابو عمرو و حمزه و كسائى«لبتّ»و«لبتّ»به ادغام خوانند امّا للمجاورة و قرب مخرج الثّاء من التّاء،و امّا للقلب اولا ثمّ الادغام.و«لبث»و«مكث»مقام [كردن] [٦]باشد،يقال:لبث يلبث لبثا و لباثا،جواب داد كه: لَبِثْتُ [٧]يَوْماً يك روز است تا من اين جا مقيم،و او چاشتگاه [٨]آنجا رسيده بود.چون برنگريد،هنوز آفتاب مانده بود،استدراك [٩]كرد و گفت: أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ،يا بهرى از روزى.
و گفتهاند:«او»به معنى«بل»است،كقوله: أَوْ يَزِيدُونَ [١٠]،و اين تعسّف به كار نيست براى آنكه خبر اوّل كه داد از ظنّ خود داد كه گمان برد [١١]كه روزى تمام است.آنگه خواست كه خبر را از آن ببرد كه مقطوع عليه باشد براى شكّى كه او را
[١] .سوره كهف(١٨)آيه ١٢.
[٢] .آج،لب،فق+ثم بعثناهم،سوره كهف(١٨)آيه ١٠.
[٣] .سوره بقره(٢)آيه ٢١٣.
[٦] [٤] .اساس:نونويس است و ندارد:با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بود.
[٧] .اساس:زير وصالى رفته و به صورت«چون او گفت»نوشته شده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:چاشت.
[٩] .اساس:به صورت نونويس كلمه را«نگاه»ضبط كرده است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .سوره صافّات(٣٧)آيه ١٤٧.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مىبرد.