روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٥ - ترجمه
وَ لاٰ تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ ،ابن كثير به تشديد«تا»خواند در اين لفظ و در اخوات او در همه قرآن،و آن سى و يك جايگاه است،«تا»محذو[ف باز] [١]آورد،آنگه ادغام كرد براى آنكه در اصل«و لا تتيمّموا»بوده است به دو«تا»،يكى«تا»ى خطاب و يكى«تا»ى تفعل.
و عبد اللّه مسعود خواند:و لا تأمّموا،من الأم و هو القصد،و عبد اللّه عبّاس خواند:
«و لا تيمّموا»به ضمّ«تا»و كسر«ميم»اوّل من التّفعيل،يعنى [٢]لا توجّهوا [٣]،پليد و حرام را روزى مسازى.و باقى قرّاء خواندند:«و لا تيمّموا»اى لا تقصدوا،يقال:
يمّمت فلانا و امّمته و تيمّمته اذا قصدته،قال ميمون بن قيس الاعشى [٤]:
تيمّمت قيسا و كم دونه
من الأرض من مهمه ذي شزن
براء بن عازب [٥]گفت:آيت در [٦]جماعت [٧]انصاريان آمد كه چون مردمان خرما صدقه آوردندى [٨]بر خوشههاى ايشان خوشهها حشف و خرماى بد در آن ميانه [٩]بياوردندى و بنهادندى،و رسول-عليه السلام-فرموده بود تا رسنى بسته بودند در ميان دو اسطوانه،آن خوشهها ازآنجا بياويختندى[٣٦١-پ].چون درويشان بيامدندى ازآنجا بخوردندى،چون خيانت در آن [١٠]آوردند و خرماى بد در ميان تعبيه كردند [١١]، خداى تعالى اين آيت فرستاد،گفت:قصد آن مكنى كه از [١٢]پليد و بد و نفايت نفقه كنى در ره خداى.
عبد اللّه عبّاس گفت در اين آيت كه،رسول-عليه السلام-گفت صحابه را:
ان لله في اموالكم حقا ،خداى تعالى را در مالهاى شما حقّى هست چون مال شما به حدّ آن حق رسد-يعنى به نصاب-زكات بدهى و رها مكنى.پس ايشان [١٣]بيامدندى و
[١] .اساس:كلمه در حاشيه زير وصّالى رفته است،از مج افزوده شد.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:اعنى.
[٣] .همه نسخه بدلها بجز دب+يعنى.
[٤] .تب:ميمون بن الاعشى القيسى،مج،وز:ميمون بن قيسى الاعشى.تب+شعر.
[٥] .اساس:براء بن عازم،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .تب+حقّ.
[٧] .تب،مج،دب:جماعتى.
[٨] .دب:بياوردندى.
[٩] .آج،لب،فق،مر:بد در ميان.
[١٠] .تب،آج،لب،فق،مب،مر:در ميان.
[١١] .فق:كردندى.
[١٢] .تب،مج،وز،آج،لب،مب،مر:آن.
[١٣] .اساس كه در اين كلمه نونويس است:پس صحابه،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.