روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٥ - ترجمه
مىگفت.رسول-عليه السلام-گفت:
يا خديجة من تكلّمين، با كى سخن مىگويى؟ گفت:اى رسول اللّه با اين جنين كه در شكم دارم.رسول-عليه السلام-گفت:
بشارت باد تو را با او،كه جبريل مرا بشارت داد كه [١]مادينه است،و مادر امامان است،و از نسل و فرزندان او امامان باشند كه خلقان [٢]با ايشان اقتدا كنند. وَ كَهْلاً ، در آن حال كه كهل باشد،و«كهل»اشمط بود،موى يكنيمه سپيد شده.حسين بن الفضل گفت:پس ازآنكه از آسمان به زمين آيد.
ابن كيسان گفت:اين بشارت است مادرش را به آنكه او بماند تا كهل شود.
و گفتهاند:معنى آن است كه:يكلّم النّاس في المهد صبيّا و كهلا نبيّا،تا به اوّل چون خرق عادت بينند،به وقت دعوت تصديق كنند او را،پس كلام او در مهد معجزه بود و در كهولت دعوت.
مجاهد گفت:كهلا اى حليما،و عرب مدح كند كهولت را براى آنكه آن حالت ميانه بود،بين الشّباب و الشّيب،خفّت جوانان نباشد و ضعف پيران نبود،و آن حالت تجربه احوال و استكمال عقل و اصابت راى بود.و اصل كلمه علوّ السنين [٣]باشد من قولهم:اكتهل النّبت اذا طال و قوى،و المرأة كهلة،قال الرّاجز:
و لا اعود [٤]بعدها كريّا
امارس الكهلة و الصّبيّا
و گفتهاند:كهولت حالت سىوسهسالگى باشد،و وجه كلام او [٥]در تبرئه ساحت مادرش بود از تهمت.اگر گويند فايده كلام او در مهد اين است،فايده كلام او در كهولت چيست،و اين نه حالى بديع است؟بگوييم [٦]از اين چند جواب است:
يكى آنكه بشارت است به آنكه بماند تا كهل شود.دوم [٧]كنايت است از دعوت، و اين هر دو بر وجه معجز باشد،براى آنكه خبر است از غيب و مخبر چون خبر است.
سهام [٨]ردّ است بر ترسايان در آن دعوى محال كه كردند از الهيّت و [٩]براى آنكه
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اين چنين.
[٢] .آج،لب،فق:خلايق.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:علوّ السن.
[٤] .مج:عود،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+در مهد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:گوييم.
[٧] .دب:ديم،مب:دويم.
[٨] .فق،مب،مر:سيم.
[٩] .آج،فق:او.