روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
ضمّه [١]ما بعد«واو»نوشتند،و چون ما بعد همزه كسره بود،«يا»نويسند،نبينى كه در«او ائتمن»،«واو»براى كسره ما بعد«يا»نوشتند [٢]،و بايد تا از خداى بترسد[و] [٣]در آنچه او را امين داشته باشند خيانت نكند.
آنگه به وعظ گواهان بازآمد و گفت: وَ لاٰ تَكْتُمُوا الشَّهٰادَةَ ،و گوايى [٤]كه دانى پنهان مكنى.و ابو عبد الرّحمن السلمى به«يا»خواند.
آنگه [٥]وعيد آنان گفت كه گوايى پنهان كنند،گفت [٦]: وَ مَنْ يَكْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ،و هركه پنهان باز كند گواهى [٧]او را دلش بزهكار بود،براى اين [٨]حوالت بزه با دل كرد كه كتمان [٩]فعل دل است و در دل پنهان باز كند،يعنى عزم كند على الكتمان و الامساك عنها،چنان كه گفت:بما كسبت يداك [١٠]،و: بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ [١١].
و ابراهيم بن ابي عبله [١٢]خواند:فانّه اثم قلبه،اى جعل قلبه اثما. وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ،و خداى تعالى داناست به آنچه شما مىكنى.
علما گفتند:خداى تعالى در اين سورت پانصد حكم بيان كرد،از جمله آن بيست و پنج حكم در اين آيت است،يكى: إِذٰا تَدٰايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ،گفت:[٣٨٠-ر]چون دينى به كسى دهى بنويسى.
دوم [١٣]گفت:بايد تا دبيرى از ميان شما آن بنويسد به عدل[چنان كه] [١٤]از جانبى بر جانبى ظلم نباشد.
[١] .اساس:كلمه مخدوش است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها آورده شد.
[٢] .با توجّه به قاعده صرفى كتابت همزه به نظر مىرسد كه كاتب در اين جا مرتكب اشتباه شده است و مىبايد جمله اينطور باشد:«ضمّه ما قبل«واو»نوشتند و چون ما قبل همزه كسره بود«ياء»نويسند.نبينى كه در «و ائتمروا»براى كسره ما قبل«يا»نوشتند.
[٣] .اساس:ندارد:با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] [٤] .همه نسخه بدلها:گواهى.
[٥] .اساس كه در اين مورد نونويس است:گفت پس ازآنكه،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .تب:ندارد،مب+كه.
[٨] .تب،مج،وز،دب،آج،لب:آن.
[٩] .وز،دب،فق،مر+دل.
[١٠] .كذا:در اساس و همه نسخه بدلها،در صورتى كه اشاره به آيتى از آيات قرآنى باشد،بايد چنين مىبود: بِمٰا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ سوره بقره(٢)آيه ٢٢٥ يا آيتى مثل: فَبِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ ،سوره شورى(٤٢)آيه ٣٠.
[١١] .سوره آل عمران(٣)آيه ١٨٢،نيز سوره انفال(٨)آيه ٥١.
[١٢] .تب،دب:ابراهيم بن ابى عيله.
[١٣] .فق،مب،مر:دويم.
[١٤] .اساس:كلمه زير وصّالى رفته است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.