روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٥ - ترجمه
كه معلوم شود كه دارد و دفع مىكند.و دليل بر اين،حديث ابو سعيد الخدرى كه گفت:مردى را در مدينه وام بر آمد [١]او را پيش رسول آوردند اعسار كرد.رسول -عليه السلام-گفت:غريمان او را:
خذوا ما وجدتم و ليس لكم الا ذلك [٢] ،آنچه دارد بستانيد و جز اين نرسد شما را.و نيز ظاهر آيت فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيْسَرَةٍ ،و التّقدير [٣]:فعليه، اى على صاحب الحقّ انظاره الى ميسرة،بر صاحب حقّ است كه او را رها كند، الى ان يوسع اللّه عليه،و اگر نيك مسلمانى كند و نيكومعاملتى و حقّ صاحب حق بر دارد و به در سراى او برد مستحقّ مزد [٤]و ثواب عظيم شود.
سعيد جبير [٥]روايت كرد از عبد اللّه عبّاس از رسول-صلى اللّه عليه و آله-كه او گفت كه:هركه او حقّ غريمش بر گيرد و به در سراى او برد همه جانوران زمين بر او صلوات [٦]فرستند يعنى او را دعا كنند و همه ماهيان دريا [٧]،و خداى تعالى به هر گامى كه بر دارد [٨]براى او در بهشت درختى بنشاند[و گناهانش بيامرزد،] [٩]و اگر دارد و مطل و مدافعه [١٠]كند ظالم باشد،
لقوله-عليه السلام: مطل الغنى ظلم ،گفت:وام سپوختن [١١]مرد.توانگر ظلم باشد،و چون معلوم شود كه ندارد و معسر است [١٢]،صاحب حق او را مهلت دهد و بر او سختى نكند [١٣].
ابو هريره روايت كند از رسول-عليه السلام-كه گفت:
من انظر معسرا او وضع.له اظله الله تحت ظل عرشه يوم لا ظل الا ظله [١٤] ،هركه مهلت دهد وامدار [١٥]درويش.را يا از مال او چيزى وضع كند،خداى تعالى او را سايه كند در زير سايه عرش آن
[١] .اساس كه در اين مورد نونويس است:مردى در مدينه وام داشت،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .همه نسخه بدلها+گفت.
[٣] .اساس كه نونويس است:تقدير،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .اساس كه نونويس است:مزد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .تب:ابو سعيد خدرى.
[٦] .مج،وز،دب،فق:صلاة.
[٧] .تب:درياه.
[٨] .تب:و به هر گامى كه بر دارد،خداى تعالى.
[٩] .با توجّه به تب:افزوده شد،ديگر نسخه بدلها:گناهش بيامرزد.
[١٠] .تب:و دفع و مطل.
[١١] .وز،دب،آج،لب،فق،مب:سوختن،مر:دوختن.
[١٢] .همه نسخه بدلها+و.
[١٣] .تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر+ثواب باشد.
[١٤] .تب،وز،دب،آج،لب،مب،فق،مر+گفت.
[١٥] .تب،مج،وز+و.