روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٤ - ترجمه
مستحق آن باشد از عبادتى [١]كه او هست،و اگرچه [٢]نام خداى بر او اجرا كنند هر نام كه بىمعنى باشد و نه باستحقاق بود زور بود،و چون نام زور بود كار مزدور [٣]بود، و چون كار مزدور [٤]بود صاحبش مزوّر بود،پس بت مزوّر است و بتپرست مزوّر.اگر بتپرست مزوّر باشد،بتتراش چه باشد!براى آنكه بتپرست اين نام بر نهد،بت خداى نشود و مسيلمه محمّد نشود،و كاذب صادق نباشد،و باطل به تسميه حق نشود،و نشيب به هوا فراز نگردد و على هذا فقس،و همه بر اين قياس مىكن اگر از اهل قياسى. اَلْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ،عزيز است به تسميه آنان كه نام او بر ديگران نهند يا بدون او معبودى ديگر پرستند،او را مذلّتى حاصل نشود،و حكيم است آنچه كند به حكمت و صواب كند.
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتٰابَ ،او آن خدايى است كه كتاب قرآن بر تو كه محمّدى فروفرستاد،هرچه حقتعالى در قرآن قرآن را به آن خواند و [٥]وصف كرد از انزال [٦]و تنزيل و وحى و كلام و كتاب و آنچه مانند اين است همه دليل حدوث [٧]است،هيچ مخيل قديم [٨]نيست.
آنگه وصف كرد اين كتاب [٩]و آيات او را تفصيل داد و قسمت كرد بر دو نوع، [٣٩٠-ر]گفت: مِنْهُ آيٰاتٌ مُحْكَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ ،از اين كتاب [١٠]آياتى محكم هست،و محكم آن باشد كه مراد از ظاهرش مفهوم شود.و امّالكتاب است،يعنى اصل كتاب است.و«امّ»در كلام عرب اصل باشد چنان كه مكّه را امّالقرى گويند،[و] [١١]سر را امّ الدّماغ گويند،و لوح محفوظ را امّالكتاب گفت،و [١٢]رايت را كه لشكر را مفزع با او بود آن را ام گويند،و مادر را كه مفزع
[١] .مج،وز:عبادت.
[٢] .اساس كه نونويس است:لكن،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٤] [٣] .كذا،در اساس و همه نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٤٤١/٢):مزوّر.
[٥] .مج،وز:ندارد.
[٦] .اساس كه نونويس است:انزال،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .مج:حديث.
[٨] .همه نسخه بدلها بجز وز:قدم.
[٩] .مر+را.
[١٠] .اساس كه نونويس است+و،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[١١] .اساس كه نونويس است:ندارد،از مج افزوده شد.
[١٢] .مج،وز،دب،لب،فق:او.