روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٦ - ترجمه
خداى باشد متغيّر نبود از حال به حال از طفولت [١]به كهولت و آن [٢]به شيخوخت.
امّا اظهار معجز در آن حال در او چند قول گفته[اند] [٣]:يكى آنكه خداى تعالى عيسى را در آن حال كمال عقل بداد تا او نظر كرد و خداى را شناخت [٤]،و خداى به او وحى كرد و اين كه گفت: آتٰانِيَ الْكِتٰابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا [٥]،بر حقيقت خود بود،چون او دعوى نبوّت كرد،خداى تعالى براى تصديق او اظهار معجز كرد و او را به سخن آورد پيش از وقت،و اين اختيار جبّايى است.
و ابن الأخشاد گفت:آن بر سبيل تقرير و تأسيس نبوّت [٦]بود و جارى مجرى بشارت،و انباء از نبوّت او.و گفتهاند:بر سبيل معجزه مريم بود براى برائت ساحت او از آنچه او را به آن متّهم كردند،و هر سه وجه به نزديك ما رواست.
قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰى يَكُونُ لِي وَلَدٌ ،مريم گفت:«ربّ»خطاب [٧]امّا با جبريل است،و«ربّ»به معنى سيّد است،و امّا با خداى تعالى-چنان كه برفت [٨]. أَنّٰى يَكُونُ لِي وَلَدٌ ،مرا چگونه فرزند باشد؟اگر گويند:اين چه تعجّب بود كه مريم -عليهما السلام-نمود ازآنكه او را فرزندى باشد بىمساس مردى،و اين در مقدور خداى تعالى عجب نيست؟[گوييم] [٩]از اين دو جواب است:يكى از روى خرق عادت جاى تعجّب بود،و اگرچه در مقدور خداى-عزّ و جلّ-هست اين و امثال اين، چنان كه يكى از ما گويد:اين ضيعت [١٠]چگونه به كسى بخشى با آنكه اينهمه رنج بردى بر او؟اين بر سبيل شكّ نبود در قدرت او بر هبه آن،و لكن بر سبيل تعجّب بود از جود او.
جواب دوم [١١]آنكه [٤٢٥-پ]بر سبيل استفهام بود از كيفيّت حال،كه اين
[١] .مب،مر:طفوليّت.
[٢] .كذا در مج و وز،آج،دب،فق:از صبيت.
[٣] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .وز:بشناخت.
[٥] .سوره مريم(١٩)آيه ٣٠.
[٦] .مج،وز:نبود،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر+است.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:كه شرح رفت.
[٩] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .كذا در مج و همه نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٤٢/٣):صنيعه.
[١١] .دب:ديم،مب،مر:دويم.