روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ ،اى طلب رضاء اللّٰه،و نصب او بر مفعول له است،و«بغى»و«بغا»و«ابتغاء»،طلب باشد.و«مرضات» و«رضا»به يك معنى بود.
وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ ،شعبى و كلبى و ضحّاك گفتند:تصديقا من انفسهم، زكات دهند به دلخوشى و ثبات نفس و طيب قلب،متيقّن [١]به آنكه آنچه بدهند به از آن باشد كه بنهند.
سدّى و ابو صالح و ابو روق گفتند:تثبيتا،اى يقينا،مفضّل گفت:متيقّن باشند به آنكه حقتعالى [٢]عوض بازخواهددادن.قتاده گفت:احتسابا،براى خداى دهند توقّع ثواب او.يمان گفت:ثقة،استوار باشند و واثق به خداى تعالى.عطا و مجاهد گفتند:يتثبّتون [٣]اين يضعون [٤]اموالهم،انديشه كنند در آنكه مال به كه دهند و كه را مستحق يابند [٥].و حسن بصرى گفت:يكى از صحابه چون خواستى كه صدقه دهد، انديشه نيك بكردى،اگر ثواب [٦]خداى بودى بدادى،و اگر چيزى ديگر بدان آميخته شدى رها كردى.
سعيد جبير و ابو مالك گفتند:تحقيقا في دينهم،از سر تحقيق دينى [٧]دهند [آنچه دهند] [٨].ابن كيسان گفت:اخلاصا و توطينا لأنفسهم.يقين خود موطّن بكنند برآن و دل برآن بنهند.
زجّاج گفت:از سر آن دهند كه دانند كه ايشان را برآن ثواب خواهد بودن.
و اصل كلمه من ثبّت فلانا اذا صحّحته و قوّيت عزمه [٩]و رايه على الامر،قال عبد اللّٰه بن رواحه [١٠]:
فثبّت اللّٰه ما آتاك من حسن
تثبيت موسى و نصرا كالّذي نصروا
[١] .اساس:و تيقّن،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .همه نسخه بدلها:باشند كه خداى تعالى.
[٣] .همه نسخه بدلها:يثبّتون.
[٤] .اساس:يضعفون،وز،دب،آج،لب،فق:يصنعون،با توجّه به تب تصحيح شد.
[٥] .تب:ياوند/يابند.
[٦] .اساس:براى،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .اساس كه نونويس است:و يقين،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٩] .تب:عرفه.
[١٠] .تب+شعر.