روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
افادتنى القناعة كلّ عز
و هل عزّ اعزّ من القناعة
فصيرها لنفسك راس مال[٤١٤-ر]
و صير بعدها [١]التّقوى بضاعة
و رسول-عليه السلام-گفت:
من قنع شبع [٢][و من لا يقنع لا يشبع] [٣]، قانع اگرچه گرسنه است سير است،و طامع اگرچه سير است گرسنه است،مالى كه آن را نهايت نيست و قناعت است،
القناعة مال لا ينفد و گفتهاند:تعزّ من تشاء بالظّفر و الغنيمة،و تذلّ من تشاء بالقتل و الجزية و الهزيمة،آن را كه خواهد عزيز كند به ظفر و غنيمت،چون رسول-عليه السلام-و اهلالبيتش [٤]: وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ [٥]-الآية.و آن را كه خواهد ذليل كند به قتل و جزيه و هزيمت تا بهرى را بكشند [٦]و بهرى را جزيه بر نهند [٧]، حَتّٰى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ [٨].
بِيَدِكَ الْخَيْرُ ،[خير] [٩]به دست تو است،يعنى به فرمان تو است و در قبضه قدرت تو است،كس بر او قادر نباشد.بدون تو.هر خير [١٠]كه در جهان هست [١١]همه از اوست،امّا بنفسه و امّا [١٢]بواسطة،براى آنكه آن خير [١٣]كه ديگرانت دهند هم از او شناس كه از او به ايشان رسيد،و آنكه از ايشان به تو،يا به امر او يا به توفيق او.و به اين آيت استدلال نتوان كردن بر آنكه شرّ به خداى نيست،براى آنكه [١٤]دليل الخطاب باشد،و دليل الخطاب معتمد نيست.
[١] .اساس كه نونويس است:بعد ذى،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .اساس+هركه قانع شد سير شد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .وز،لب،اهليتش،ديگر نسخه بدلها:اهل بيتش.
[٥] .سوره انفال(٨)آيه ٤١.
[٦] .دب:بكشتند.
[٧] .مب،مر:جزيه نهند،ديگر نسخه بدلها:بر نهادند.
[٨] .سوره توبه(٩)آيه ٢٩.
[٩] .اساس كه نونويس است:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .اساس،مب:چيز،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .اساس،دب:است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .اساس،دب:او،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .مج:چيز.
[١٤] .اساس+آن،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.