روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥١
اهل ملل را جمع كرد و ايشان را با حجّ دعوت كرد.اهل يك ملّت اجابت كردند-و آن مسلمانان بودند،و اهل پنج ملّت كافر شدند،گفتند:ما ايمان نياريم به آن و نماز نكنيم را جهت [١]او،و حج نكنيم به او.خداى تعالى اين آيت فرستاد.
عطا گفت:من كفر بالبيت،هركه به كعبه كافر شود.ابن زيد گفت:هركه به اين آيات كافر شود كه خداى تعالى گفت: فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ .سدّى گفت:مراد آن است كه هركه استطاعت دارد و حجّ نكند كفران او به حجّ اين است.
اما اخبار در وجوب حجّ و ترغيب بر او بىاندازه است.رسول-عليه السلام- گفت:
صلّوا خمسكم و صوموا شهركم و ادّوا زكاة مالكم،و حجّوا بيتكم تدخلوا جنّة ربّكم، گفت:نماز پنج [٢]به جاى آريد [٣]و ماه رمضان روزه داريد،و زكات مالتان بدهيد،و حجّ خانه بگذاريد و به بهشت خداى رويد.
رسول-عليه السلام-گفت:
حجّوا قبل ان لا تحجّوا ،حجّ كنيد پيش ازآنكه خواهيد كه كنيد و نتوانيد،كه اين خانه دو بار بيران [٤]كردند و به بار سهام [٥]از ميان شما بردارند.عبد اللّه مسعود گفت:حجّ خانه به پاى داريد پيش ازآنكه در باديه درختانى برويد كه هر چهار پاى كه از آن بخورد بميرد.
ابو امامه گفت از رسول-عليه السلام-كه او گفت:هركه را حاجتى ظاهر منع نكند و سلطان قاهر يا بيمارى حابس بازندارد از حجّ و حجّ نكند،
فليمت ان شاء يهوديا او نصرانيّا، و بميرد گو خواه جهود مير [٦]و خواه ترسا.
موسى بن جعفر روايت كند از پدرش از پدرانش از رسول-عليه السلام-كه گفت:هركه بميرد و حجّ نكرده باشد،خداى تعالى هيچ عمل از او قبول نكند.
قتاده گفت از حسن بصرى از عمر خطّاب [٧]كه او گفت:چند بار همّت كردم كه كسان را به شهرها فرستم [٨]تا خود كيست كه حجّ نمىكند
[١] .كذا:در مج،وز،دب:نكنيم بجهت،ديگر نسخه بدلها:نكنيم جهت.
[٢] .فق:پنجگانه.مب،مر:پنج وقت.
[٣] .مب،مر:آوريد.
[٤] .مب،مر:ويران.
[٥] .دب،فق،مب،مر:سيم.
[٦] .مب،مر:ميرد.
[٧] .لب،فق،مب،مر:از عطا،اساس+رضى اللّه عنه.
[٨] .لب،فق،مب،مر:به شهر فرستم.