روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٤ - ترجمه
و در اخبار ظاهر است كه:دجّال را مهدى كشد [١]و عيسى مريم با او باشد،و لكن آنان كه مهدى را نشناسند حواله بر [٢]عيسى كردند،و اتّفاق است كه عيسى- عليه السلام-در لشكر مهدى باشد و در قفاى او نماز كند و با او اقتدا كند،چه شرع او منسوخ است و او شرع ما نداند.
عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ بدل مسيح است،و كلمه لقب است او را،و عيسى علم است،و نسبت او با مادر براى آن است كه او را پدر نبود،و نتوان گفتن كه:عيسى از فرزندان آدم نيست،براى آنكه نسبت از مادر به آدم مىبرد،و خداى تعالى او را از فرزندان ابراهيم مىخواند في قوله: وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ [٣]-الى قوله: وَ زَكَرِيّٰا وَ يَحْيىٰ وَ عِيسىٰ [٤]،اگر عيسى از مادر به آدم نسبت مىگيرد با بعد نسب او از آدم، حسن و حسين-عليهما السلام-از رسول نسبت نگيرند؟و از ميان ايشان و رسول جز فاطمه زهرا نيست-لو لا العناد! [٥]وَجِيهاً ،نصب او بر حال است،اى ذا جاه و قدر،خداوند جاه و منزلت بود و آبروى به نزديك خداى-عزّ و جلّ-و به نزديك خلقان،هم در دنيا هو در آخرت [٦]. وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ،از جمله مقرّبان و نزديكان بود به نزديك خداى-عزّ و جلّ.
وَ يُكَلِّمُ النّٰاسَ فِي الْمَهْدِ ،با مردم سخن گفت در گاهواره پيش از وقت،به خرق عادت.قوله: فِي الْمَهْدِ جارّ [٧]مجرور در محلّ حال است،اى صبيّا صغيرا، نبينى كه«و كهلا»بر او عطف كرد،و اين را عطف بر محلّ گويند،چنان كه شاعر گفت:
فلسنا بالجبال و لا الحديدا
مجاهد گفت:چون مريم تنها بودى،عيسى-عليه السلام-از شكم او با او سخن گفتى،و چون كسى او را مشغول كردى،او در شكم مادر تسبيح كردى.
و در خبر مىآيد از عبد اللّه عبّاس كه:رسول-صلّى اللّه عليه و آله-در آنوقت كه خديجه حامل [٨]بود به فاطمه-عليهما السلام-شبى به نزديك او بود و او سخن
[١] .مب،مر:بكشد.
[٢] .مب:با.
[٦] [٣] .سوره انعام(٦)آيه ٨٤.
[٤] .سوره انعام(٦)آيه ٨٥.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر+قوله تعالى.
[٧] .آج،فق+و،لب:ندارد.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:حامله.