روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٥ - ترجمه
بنشست و آن صرّهها مىداد به درويشان تا جمله بداد.
آنگه گفت [١]از رسول [٢]شنيدم كه او گفت [٣]:روز قيامت درويشان مهاجريان [٤]در عرصات قيامت آيند [٥]،فريشتگان ايشان را گويند:به حسابگاه آييد [٦]تا حساب بازدهيد [٧].گويند:ما را چيزى نبود تا حساب آن بازدهيم.ايشان را به بهشت برند پيش از توانگران به پانصد سال،تا مردى از جمله توانگران در ميان ايشان شود،خواهد كه با ايشان به بهشت رود [٨]،فريشتگان بيايند و دست او گيرند [٩]و او را از آن ميان بيرون آرند.عمر خواست تا من آن مرد باشم.به خداى كه من نخواهم كه همه دنيا مرا بود و من آن مرد باشم.
قوله [١٠]: أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،اى حبسوا و منعوا [١١]،يقال:احصره المرض، و حصره العدوّ. فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،اى في طاعة اللّه [١٢]. لاٰ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ ، اى سيرا فيها.ايشان نتوانند كه در زمين بروند به سفرى و تجارتى و طلب معاشى.و ضرب در زمين،[٣٦٧-ر]كنايت باشد از سير شديد سريع كما قال [١٣]تعالى: وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ [١٤]،و قوله: إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ [١٥]،قال الشّاعر:
قليل المال تصلحه فيبقى
و لا يبقى الكثير مع الفساد
لحفظ المال ايسر من بغاه [١٦]
و ضرب في البلاد بغير زاد
قتادة گفت معنى آن است كه:خود را بازداشته باشند [١٧]،در راه خدا [١٨]،و جهاد و عبادت [١٩]
[١] .دب+كه.
[٢] .همه نسخه بدلها بجز تب+خداى.
[٣] .اساس كه كلمه نونويس است:كه چون،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .وز،مب:مهاجران.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٦] .مج،وز،دب:آيى/آييد.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب:دهى/دهيد.
[٨] .فق+و.
[٩] .تب:بگيرند،وز:برگيرند.
[١٠] .تب،مب+تعالى.
[١١] .مب،مر:احبسوا اى منعوا.
[١٢] .تب+قوله تعالى.
[١٣] .مب+اللّه.
[١٤] .سوره مزّمّل(٧٣)آيه ٢٠.
[١٥] .سوره نساء(٤)آيه ١٠١.
[١٦] .تب،مج:نفاه.
[١٧] .مج،وز:بازداشته.
[١٨] .تب:خداى تعالى.
[١٩] .دب+و.