روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٠ - ترجمه
قوله: وَ اللّٰهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ [١]،اين بود كه ترسايان نجران چون به مدينه آمدند،جهودان مدينه با ايشان مناظره كردند.ايشان را با يكديگر خصومت افتاد در ابراهيم- عليه السلام.ترسايان گفتند:اين ابراهيم ترسا بود و ما به او اولىتريم،و جهودان هم چنين گفتند،پيش رسول آمدند به حكومت.رسول-عليه السلام-گفت:ابراهيم جهود نبود و ترسا نبود،شما به او اولىتر نهاند،بل مسلمان بود،و من به او اولىترم.
جهودان گفتند:اى محمّد!همانا تو را مىبايد كه ما در حقّ تو آن گوييم كه ترسايان در حقّ عيسى گفتند،و ترسايان گفتند:تو را مىبايد كه ما تو را آن گوييم كه جهودان عزير را گفتند.خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر هر دو فرقه،اى [٢]، جهودان و ترسايان و گفت:بگو اى محمّد اهل كتاب را،يعنى جهودان و ترسايان را:
تَعٰالَوْا ،بياييد إِلىٰ كَلِمَةٍ [٣]سَوٰاءٍ ،اى مستوية. بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ ،و اين مصدر را واحد و تثنيه و جمع در او يكسان باشد و مذكّر و مؤنّث.با سخنى كه ميان ما راست است.و در مصحف عبد اللّه مسعود است:الى كلمة عدل،اى عادلة،هم بر اين نهاد كه گفتيم.
و بعضى دگر گفتند: إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ ،اى نصفة،يعنى انصاف،يقال:دعا فلان الى سواء و السويّة اى [٤]الإنصاف،قال الشّاعر:
أ تسألني السويّة وسط زيد
الا انّ السويّة ان تضاموا
يعنى الانصاف،و سواء كل شىء وسطه،قال اللّه تعالى: فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوٰاءِ الْجَحِيمِ [٥]،و ميانه را براى آن«سواء»خوانند كه از او تا هر طرفي از اطراف راست بود.مثلا چون [٦]نقطه دايره.چون ممدود گويند«سين»مفتوح باشد،و چون مقصور گويند«سين»يا مكسور باشد يا مضموم،قال اللّه تعالى: مَكٰاناً سُوىً [٧]، و قرء [٨]:سوى،قال الشّاعر:
[١] .سوره آل عمران(٣)آيه ٦٨.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:از.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+به سخنى.
[٤] .مج با تكرار«اى»،كه با توجّه به نسخه بدلها زائد تشخيص داده شد.
[٥] .سوره صافّات(٣٧)آيه ٥٥.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:چون مثل.
[٧] .سوره طه(٢٠)آيه ٥٨.
[٨] .مج:و قد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.