روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧١ - ترجمه
وجدنا ابانا كان حلّ ببلدة
سوى بين قيس عيلان و الفزر
و اين جا در اين آيت جزو مجرور نشايد [١]به صفت«كلمة».و امّا قولك:مررت برجل سواء عنده الخير و الشّر[جز رفع نشايد كه آنجا خبر مبتداست مقدّم بر او، و التقدير:الخير و الشّرّ] [٢]عنده مستويان،كما قال [٣]تعالى: وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ الَّذِي جَعَلْنٰاهُ لِلنّٰاسِ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ [٤]...،جز رفع نشايد اين جا نيز،يعنى كلمتى كه از ميان ما در آن خلاف نيست،يعنى بيايى تا خلاف رها كنيم [٥]وفاق گيريم و آن چيست. أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّٰهَ ،جز خداى را نپرستيم،و محلّ آن رفع است به خبر ابتداى محذوف،و التّقدير:و هى ان لا نعبد الّا اللّه.و گفتهاند:محلّ او جرّ است بر بدل«كلمة»،و گفتهاند:نصب است بنزع حرف الجر بأن لا نعبد،جز خداى را نپرستيم و با او انباز نگيريم.
وَ لاٰ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً ،و بعضى بعضى را خداى نگيريم چنان كه شما كرديد [٦]كه جهودان و ترسايانيد [٧]تا خداى تعالى بازگفت:
اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله [٨] .
عكرمه گفت:يكديگر را سجده كردندى صادق-عليه السلام-گفت:اتّخاذ ايشان احبار و رهبان [٩]را ارباب نه به عبادت بود،بل به تحريم و تحليل حرام بود.
بعضى ديگر گفتند:به طاعت داشت ايشان بود رؤسا و بزرگان را در معصيت خدا.
[و در خبر آمده است كه:
من اطاع مخلوقا في معصية الله فكأنما سجد سجدة لغير الله ،گفت:هركس كه او طاعت [١٠]مخلوق دارد در معصيت خدا] [١١]همچنان باشد كه جز خداى را سجده كرده [١٢].
[١] .آج،لب،فق،مب،مر+خواند.
[٢] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اللّه.
[٤] .سوره حج(٢٢)آيه ٢٥.
[٥] .دب+و.
[٦] .دب،آج،لب،فق:كردى/كرديد.
[٧] .دب،آج،لب،فق:ترسايانى/ترسايانيد.
[٨] .سوره توبه(٩)آيه ٣١.
[٩] .آج،مب:رهبانان.
[١٠] .مب:اطاعت.
[١١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .دب،آج+باشد.